الشيخ أبو الفتوح الرازي
163
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
جويها بر آرند محرم را هم حلال باشد . * ( وَطَعامُه ) * ، در او دو قول گفتند : يكى آن كه مراد آن است كه آنچه در آب بميرد از حيوان حلال و به موج با كناره افتد ، و اين قول ابو بكر و عمر است و عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه عمر و قتاده ( 1 ) ، قولى دگر از عبد اللَّه عبّاس ( 2 ) و سعيد مسيّب و سعيد جبير و مجاهد و ابراهيم ( 3 ) آن است كه : مراد ماهى شور است ، و آنچه لايق است به مذهب ما آن است كه : مراد به صيد بحر آن است كه هر ماهى تازه كه از دريا برآرند ، و بقوله : * ( مَتاعاً ) * ، ماهى شور است ، چه آنچه در دريا ( 4 ) بميرد ( 5 ) بنزديك ما حرام است محرم را و جز محرم را ، و آن را طافى گويند ، پس قول دوم مذهب ماست ( 6 ) . بعضى دگر گفتند : مراد به متاع آن است كه آنچه به آب دريا رويد از نبات و ثمار ، و اين قول زجّاج است . * ( مَتاعاً لَكُمْ ) * ، نصب او بر مصدر است لا من لفظ الفعل ، و روا بود كه مفعول له باشد أى لمتاعكم حسن بصرى و قتاده گفتند معنى آن است كه : منفعتى است مقيم و مسافر را . * ( وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ ما دُمْتُمْ حُرُماً ) * ، و حرام كردند بر شما صيدى كه بر خشك باشد ما دام ( 7 ) تا محرم باشيد ( 8 ) ، ظاهر ( 9 ) اقتضاى تحريم صيد كند در حال احرام . بعضى گفتند : محرم را حرام باشد هر صيدى كه ( 10 ) كند يا ( 11 ) فرمايد كردن ، امّا آنچه ديگرى صيد كند بى امر او ، او را حلال باشد . و اين قول على ( 12 ) است ( 13 ) به روايتى و قول عمر و عثمان و عبد اللَّه عمر و سعيد جبير [ 40 - پ ] ، و بعضى فقها فرق كردند ميان آن كه در حال احرام صيد كند و آنچه صيد كند پيش از آن كه او احرام گرفته باشد ، و بنزديك ما جمله حرام باشد .
--> ( 1 ) . اساس ، آج ، لب رضوان اللَّه عليهم اجمعين ، كه به قياس با نسخههاى ديگر حذف گرديد . ( 2 ) . مج ، وز ، مت ، لت آن است . ( 3 ) . اساس ، آج ، لب رضى اللَّه عنهم . ( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : در آب . ( 5 ) . اساس ، آج ، لب ، بم ، آف : بميرند ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر و . ( 7 ) . لت كه . ( 8 ) . مج ، وز ، مت ، لت : باشى / باشيد . ( 9 ) . لت او . ( 11 - 10 ) . مج ، وز ، مت ، لت او . ( 12 ) . مر : ابو على آج ، لب : امير المؤمنين على . ( 13 ) . لت عليه السّلام .