الشيخ أبو الفتوح الرازي

164

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

امّا آنچه محرم كشد از صيد ، شافعى گفت : او را حلال نباشد ( 1 ) و ديگران را حلال باشد ، و بنزديك ما حرام باشد و بمثابت مردار باشد ( 2 ) ، و بنزديك ( 3 ) ابو حنيفه نيز همچنين است ، و عموم آيت دليل تحريم جمله مىكند . * ( وَاتَّقُوا اللَّه الَّذِي إِلَيْه تُحْشَرُونَ ) * ، و بترسى از خداى تعالى كه حشر و جمع شما با اوست . * ( جَعَلَ اللَّه الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ ) * ، خداى تعالى گفت : خداى خانهء كعبه را كه خانهء حرام است به قيام و قوام معايش و [ مكاسب ] ( 4 ) مردمان كرد و قوام و صلاح دينشان ، و « جعل » به معنى « صيّر » است و متعدّى است به دو مفعول . ابو على فارسى گفت : تقدير آيت آن است كه « جعل اللَّه حجّ الكعبة » او ( 5 ) نصب الكعبة على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه . و كعبه را براى ارتفاع و علوّش كعبه خواند لأنّها اعلى موضع فى الارض ، بلندتر جاست در زمين ، و منه الكعب لنتوّه ( 6 ) من الرجل ، و منه قولهم : امرأة كاعب ، زنى كه پستان او پديد آمده باشد به مانند كعبى از جايى برخاسته ، و تكعبّت المرأة إذا صارت كذلك ، * ( الْبَيْتَ الْحَرامَ ) * ، خانهء حرام محرّم . در خبر است كه : در زير مقام ابراهيم سنگى است بر او نوشته : إنّي أنا اللَّه ذو بكّة حرّمتها ( 7 ) يوم خلقت السّموات ( 8 ) و الارض و يوم وضعت هذين الجبلين و حففتها بسبعة أملاك حنفاء من جاءني زائرا لهذا البيت عارفا بحقّه مذعنا لي بالرّبوبيّة حرّمت جسده على النّار ، من خدايم و خداوند بكّه ، و بكّه نام زمين كعبه است ، و مكّه نام جملهء شهر است . - و بعضى اهل علم گفتند : هر دو يكى است ، و كلمه از باب ابدال است ، « ميم » بدل كرد به « با » لقرب المخرج ، چنان كه « مدح » و « مده » - اين را حرام كردم آن روز كه آسمان و زمين آفريدم ، و اين دو كوه نهادم - يعنى صفا و

--> ( 1 ) . اساس ، آج ، لب : باشد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 2 ) . مج ، وز ، مت ، لت : بود . ( 3 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : و مذهب . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . آج ، لب ، آف ، مر : و . ( 6 ) . آف : لتنوّه . ( 7 ) . اساس : حرّمها ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . آج ، لب : السّماء .