الشيخ أبو الفتوح الرازي

139

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

گوسفند بر سعد ابو وقّاص زد و سر و روى او بشكست خداى تعالى اين آيت فرستاد : [ قول دگر آن است كه چون خداى تعالى در باب خمر اين آيت فرستاد ] ( 1 ) : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنافِعُ لِلنَّاسِ ( 2 ) - الاية ، جماعتى از خمر خوردن باز ايستادند و جماعتى هنوز مىخوردند ( 3 ) . چون آيت آمد كه لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكارى ، عند آن كه بعضى صحابه چون خمر خورده بودند نماز كردند و قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ ( 4 ) برخواند و به جاى لا أَعْبُدُ ، اعبد برخواند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد ، مردم عند نماز كردن اجتناب مىكردند . عمر خطَّاب گفت : بار خدايا ! آنچه مراد توست در خمر و ميسر با ما نماى ( 5 ) . خداى تعالى اين آيت فرستاد و تحريم كلَّى را بيان فرمود ، قوله : * ( وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّه ) * ، و باز دارد شما را از ياد كرد ( 6 ) خدا و نماز ، چه با شرب خمر و اشتغال به قمار نماز و ذكر خداى ( 7 ) راست نيايد . آنگه گفت : * ( فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ) * ، شما بازخواهيد ايستادن ( 8 ) صورت استفهام است و مراد تهديد و وعيد ، گفت : شما بر آن هستى كه از اين كار باز استيد ( 9 ) ، و الَّا با شما آن كند كه مستحقّ آن باشيد از زجر و حدّ و تأديب و عقوبت قيامت . [ 35 - ر ] . * ( وَأَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ) * ، حق تعالى چون مكلَّفان را تحذير كرد از خمر و قمار ( 10 ) و نايشستى ( 11 ) كه در شرع بر ايشان حرام است . ايشان را فرمود تا در آن و جز آن طاعت خدا دارند و طاعت رسول . و غرض در جمع كردن ( 12 ) طاعت خدا و طاعت رسول آن است تا بدانند كه طاعت رسول در باب وجوب حكم طاعت خدا دارد ، چه ( 13 ) معنى طاعت رسول طاعت خدا باشد كه رسول - عليه السّلام - از خود نگويد ، آنچه گويد . و

--> ( 1 ) . اساس ، آج ، لب ، بم ، آف ، لت ، آن : افتادگى دارد ، از مج آورده شد . ( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 219 . ( 3 ) . مج ، مت ، وز : مىخورند . ( 4 ) . سورهء كافرون ( 109 ) آيهء 1 . ( 5 ) . وز : نمايى . ( 6 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : ذكر . ( 7 ) . وز : خدايى . ( 8 ) . وز ، لت : استادن . ( 9 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت ، مر : ايستد . ( 10 ) . مج ، مت ، وز : قمر . ( 11 ) . كذا در اساس و بم ، مج : ناشااستى ، ديگر نسخه بدلها : ناشايستى . ( 12 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر ميان . ( 13 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر به .