الشيخ أبو الفتوح الرازي

108

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

شادمانه‌تر باشم . يا به قدوم و قدوم ( 1 ) آن برادر . و در خبر است كه : مبشّرى ديگر آمد عند اين و بشارت داد به ولادت حسن على رسول - عليه السّلام - آن را ( 2 ) بشارتى ديگر شناخت و گفت : ام بولادة شبّر ، و چون اين حال بود ، رسول - عليه السّلام - از نماز فريضه فارغ شده بود . چون ( 3 ) بشارتش برسيد تكبير كرد . چون بشارت دو شد ، تكبير دو كرد ، چون بشارت به سه شد ، تكبير به سه كرد ، آنگه گفت : سنّت كردم كه چون نماز فريضه كنند سه تكبير كنند در عقب هر نمازى فريضه و ابتدا آن بود كه گفتيم . چون رسول - عليه السّلام - با مدينه آمد و امّ حبيبه را با خانه آورد ، خبر به ابو سفيان رسيد و او اسلام نياورده بود ( 4 ) شادمانه شد به اين خبر و گفت : ذاك الفحل ( 5 ) لا يقرع انفه ، او آن فحل است كه او را باز نزنند . پس از ( 6 ) مدّتى [ 27 - ر ] نزديك نجاشى نامه‌اى نوشت به رسول - عليه السّلام - و پسرش را ارها بن اصحمة بن الحر ( 7 ) با شصت مرد از حبشه بفرستاد و در نامه گفت ( 8 ) : اى رسول اللَّه كه من اسلام آوردم به خداى تعالى و به تو كه محمّدى ، و تصديق كردم تو را و آنچه [ به تو فرستاده‌اند و پسرم را پيش تو فرستادم با جماعتى زهّاد و عبّاد و اگر فرمايى تا من نيز پيش خدمت آيم و آنچه ] ( 9 ) فرمايى امتثال كنم و من به تو ايمان آوردم و تو را بيعت كردم ( 10 ) بر دست پسر عمّت جعفر بن ابي طالب . ايشان بيامدند و در دو كشتى نشستند به دو گروه چون به ميان دريا رسيدند ، آن كشتى كه پسر نجاشى در آن بود غرق شد و آن ديگر برفت ، و آن جماعت كه بماندند با گروهى ( 11 ) كه با ايشان منضم شدند هفتاد مرد بودند شصت ( 12 ) [ و ] دو از حبشه و

--> ( 1 ) . مج ، مت ، وز : به قدوم قدم . ( 2 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : اين را . ( 3 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت ، مر يك . ( 4 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : اسلام آورده نبود . ( 5 ) . اساس : الفلح ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر آن . ( 7 ) . مج ، وز : اصحمة بن ابجر . ( 8 ) . مج ، مت : نوشت . ( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج افزوده شد . ( 10 ) . آج ، لب و . ( 11 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، دگر ، آج ، لب ، مر ديگر . ( 12 ) . مج ، وز ، لت : شست .