الشيخ أبو الفتوح الرازي
95
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
عربيّت نصب فتنه روا باشد على تقدير و حسبوا الَّا يكون قولهم او فعلهم فتنة ، جز آن كه نخواندهاند و « ( 1 ) فتنه » در اين جا مفسّران گفتند : مراد عذاب است و عقوبت . سدّى و قتاده و حسن [ و ] ( 2 ) مجاهد گفتند : بليّه است ، و اصل او در لغت اين باشد . عبد اللَّه عبّاس گفت : فتنه اين جا كفر است و اصل كلمه اختبار باشد ، و فلان مفتون بكذا . و مفتتن به اذا كان ممتحنا به ، و قوله : يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ ( 3 ) ، اى يحرقون من قولهم فتنت الذّهب با النّار اذا خلَّصته بها ، و قوله : وَفَتَنَّاكَ ( 4 ) ، أى اختبرناك اختبارا . * ( فَعَمُوا وَصَمُّوا ) * ، كور و كر شدند ، و اين بر سبيل مبالغه گفت در تشبيه ايشان به آفت رسيده در چشم و گوش از جهل و غفلت و قلَّت تأمّل ايشان در آنچه بر ايشان واجب بود ، يعنى جهل پيشه كردند و سر در ره ضلالت و جهالت نهادند از تكذيب انبيا و كشتن ايشان به مانندهء كوران و كران از آنچه ايشان را فرموده و نموده بودند ، و آيه در معنى جارى مجرى آن است كه گفت : الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ ( 5 ) ، آنگه گروهى از ايشان توبه كردند ، خداى تعالى توبهء ايشان قبول كرد دگر باره فرزندان ايشان با سر كفر و ضلالت شدند و كورى و كرى به كفر بر ( 6 ) رسول ما - عليه السّلام - و حق تعالى خطابى كرد با اهل كتاب رسول ما كرد آنچه ايشان كرده بودند ، و آنچه پدران ايشان كرده بودند بر ايشان شمرد براى آن كه چون از يك اصل بودند بمنزلهء يك شخص بودند . امّا رفع * ( كَثِيرٌ مِنْهُمْ ) * ، در او چند قول گفتند : يكى آن كه بر لغت آنان باشد كه گويند : اكلونى البراغيث [ بر ] ( 7 ) فاعليّت مرفوع بود و قال ابو عمرو الهذلىّ : لئيم ( 8 ) ديافىّ ابوه و امّه بحوران يعصرن السّليط اقاربه
--> ( 1 ) . آج ، لب در . ( 7 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . سورهء الذاريات ( 51 ) آيهء 13 . ( 4 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 40 . ( 5 ) . سورهء عنكبوت ( 29 ) آيهء 1 و 2 . ( 6 ) . مج ، مت ، وز ، لت : به . ( 8 ) . لسان ج ( 7 / 321 ) قرطبى ج ( 6 / 248 ) مجمع البيان ج ( 2 / 226 ) : و لكن .