الشيخ أبو الفتوح الرازي
75
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اينان ، بل آنان ( 1 ) را كه مجاهد باشند فضل ايشان ( 2 ) بر آنان كه نشسته باشند ، و اين تفضيلى است كه خداى تعالى داد ايشان را بقوله : * ( فَضَّلَ اللَّه الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً ) * . آنگه گفت : ايشان ( 3 ) بى نصيب نهاند ، هر كسى پايهء خود دارد . * ( وَكُلًّا وَعَدَ اللَّه الْحُسْنى ) * ، خداى تعالى همه را وعدهء ثواب داده است . و « حسنى » تأنيث أحسن باشد كه افعل تفضيل بود و كنايت است از ثواب ، بيانش : لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَزِيادَةٌ ( 4 ) . * ( وَفَضَّلَ اللَّه الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً ، دَرَجاتٍ مِنْه ) * ، و خداى تفضيل داد جهاد كنندگان را بر نشستگان به ثوابى و مزدى ( 5 ) عظيم درجههايى ( 6 ) و پايههايى ( 7 ) از او رحمت و آمرزش ( 8 ) . اگر گويند در آيت اوّل ( 9 ) گفت : تفضيل يك درجه است ، و در آخر آيت گفت : به درجات است ، و اين متناقض باشد ، گوييم از اين دو جواب است : يكى آن كه : خداى تعالى در آيت اوّل ( 10 ) وعده داد به فضل مجاهدان را بر نشستگانى كه خداوند ضرر باشند به يك درجه ، و در آخر آيت بر نشستگانى كه نه خداوندان ضرر باشند به درجات ، و بر اين وجه تناقض زايل بود . جواب دوم آن كه : مراد به درجه در اوّل آيت علوّ منزلت است و ارتفاع قدر بر سبيل مدح ، چنان كه گويند : فلان أعلى درجة عند الأمير من فلان . و مراد به « درجات » درجات بهشت است كه درجات بهشت متفاضل باشد بعضى را بر بعضى بر قدر استحقاق ، و بر اين وجه همهء تنافى زايل باشد .
--> ( 1 ) . تب ، آج ، لب : اينان . ( 2 ) . تب راست ، مر ، لت : فضل بود . ( 3 ) . وز ، تب نيز . ( 4 ) . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 26 . ( 5 ) . مت : مژدى . ( 6 ) . اساس ، تب : درجهاى / درجههايى ، مر : درجاتها . ( 7 ) . اساس ، وز ، تب : پايهاى / پايههايى . ( 8 ) . وز ، تب : آمرزش و رحمت ، لت : و آمرزش و رحمت . ( 9 ) . وز ، تب : در اوّل آيت . ( 10 ) . وز ، تب ، آج ، لب : در اوّل آيت .