الشيخ أبو الفتوح الرازي
388
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( فِيها حُكْمُ اللَّه ) * و بنزديك شما مغيّر و مبدّل است گوييم روا باشد كه اين احكام كه ايشان در آن به داورى آمدند پيش رسول بر قاعده خود باشد تغيير و تبديل نكرده باشند دگر آن كه بنزديك ايشان محرّف و مبدّل نيست بايستى ( 1 ) تا بر آن كار كردندى پس مراد آن باشد كه فيها حكم اللَّه على زعمهم و بقولهم . و « تولَّي » انصراف باشد از چيزى و ترك او يقال تولَّى عنه اذا اعرض عنه ، و تولَّى اليه اذا اقبل عليه و تولَّى الامر بنفسه اذا لم يكله الى غيره و تولَّيت فلانا اذا وليته و نقيضه تبرأت عنه . و قوله * ( مِنْ بَعْدِ ذلِكَ ) * ، پس از آن ، و آن اشارت است [ 391 - ر ] به تحكيم ايشان رسول را براى آن كه ايشان نه با ايمان آمدهاند بر تو ( 2 ) ، براى طلب رخصت آمدهاند . * ( وَما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ) * ، و ايشان مؤمن نيستند دو قول گفتند . يكى آن كه ايشان چون مقرّ نهاند به نبوّت تو و كتاب تو كافراند ، مؤمن نيستند كه مؤمن آن باشد ( 3 ) كه به تو كه محمّدى ايمان دارد و قولى ديگر آن است كه ايشان به حكم تو مؤمن نهاند و تو را در آن حكم كه كنى تصديق نكنند و اعتقاد ندارند كه آن حكم از قبل خداست پس چگونه حاكم مىكنند تو را . * ( إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَنُورٌ ) * ، آنگه حق تعالى گفت من توريت بفرستادم بر موسى - عليه السّلام - * ( فِيها هُدىً ) * در آن جا بيان نبوّت محمّد است - عليه السّلام - و آن كه آن حق است و پيغامبر است و خاتم پيغمبران است و نيز بيان احكام زنا كن كه كرا از ايشان حد بايد زدن و كرا رجم بايد كردن * ( وَنُورٌ ) * روشنى ( 4 ) آن كه ( 5 ) تاريك شد بر ايشان يعنى بيان آنچه مشكل شد بر ايشان و آن را به نور تشبيه كرد كه ظلمت بردارد . * ( يَحْكُمُ بِهَا ) * ، يعنى به توريت ، حكم كنند به آن ، آن پيغمبران كه مسلمان باشند براى آنان كه جهودانند ( 6 ) يعنى پيغامبرانى كه از پس موسى بودند و پيغامبر ما -
--> ( 1 ) . اساس : بائستى / بايستى . ( 2 ) . مر بل . ( 3 ) . اساس ، مت : نباشد ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 4 ) . مر : روشن است . ( 5 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت : آنچه . ( 6 ) . اساس : جهودانيد ، با توجه به وز تصحيح شد .