الشيخ أبو الفتوح الرازي
356
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بعضى گفتند حكم بر جاى است و منسوخ نيست مگر مثله كه منسوخ است و چشم كندن همچنين ، پس از آن رسول - عليه السّلام - هيچ خطبه نكرد ( 1 ) الَّا نهى كرد از مثله تا گفت لا تمثّلوا و لو بالكلب العقور . اهل علم خلاف كردند در محارب ، بنزديك ما محارب آن باشد كه اظهار سلاح كند و راه بيم دارد و در سفر و حضر و برّ و بحر و سهل و جبل و هر جا كه باشد و اين مذهب شافعى است و اوزاعى و مالك و ليث بن ( 2 ) سعيد و ابن لهيعه . و بعضى دگر گفتند آن باشد كه راه زند در سفر دون آن كه مكابره كند در شهر از جامه ستدن ( 3 ) باشد و چيزى بر بودن و اين مذهب ابو حنيفه است و اصحابش . و از عطاء خراسانى روايت كردهاند و قوله * ( يُحارِبُونَ اللَّه ) * ، اى يحاربون رسول اللَّه [ و اولياء اللَّه ] ( 4 ) و محاربت اگر چه با خداى تعالى گفت در ظاهر آيت مراد رسول است و صحابهء رسول و اولياء خداى تعالى كقوله : إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّه وَرَسُولَه ( 5 ) [ و قوله ] ( 6 ) فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا ( 7 ) . * ( وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَساداً ) * ، اصل سعى اسراع در مشى باشد و در آيت معنى آن است كه تعاطى فساد كنند و آن بر دست گيرند و كار بندند . و نصب « فسادا » محتمل است چند وجه را ، يكى مفعول له ، و يكى مصدرى لا من لفظ الفعل كأنّه ، وضع يسعون موضع يفسدون فسادا . و وجه سهام ( 8 ) آن كه مصدرى باشد در جاى حال و تقدير اين بود كه يسعون مفسدين فى الارض . و قوله : * ( أَنْ يُقَتَّلُوا ) * ، در محل رفع است به خبر ابتدا و المعنى انّما جزاؤهم القتل و الصّلب ، آنگه جزاى ايشان در خور استحقاقشان باشد بحسب آن كه كنند اگر قتل كنند و مرد كشند ببايد كشتن ايشان را و اولياء مقتول ( 9 ) نباشد كه عفو كند ايشان را و
--> ( 1 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت و . ( 2 ) . وز ، تب ، آج ، مر ، لت : ليث ابن سعله . ( 3 ) . مر : استدن . ( 4 ) . اساس ، وز ، مت : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 57 . ( 6 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد . ( 7 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 55 . ( 8 ) . تب ، لب ، مر : سيوم ، آج : سؤم ، لت : سيم . ( 9 ) . مر را .