الشيخ أبو الفتوح الرازي

333

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ايشان را بكشت و بعضى را كه با شعب كوهى پيختند ( 1 ) خداى تعالى تگرگى با سنگها آميخته بر ايشان فرستاد و ايشان را هلاك كرد و آن پنج پادشاه گرفتار شدند يوشع بفرمود تا ايشان را بياويختند و در شهر شامها ( 2 ) كس فرستاد و ملوك ايشان را دعوت كرد هر كه بطاعت آمد و ايمان آورد او را رها كرد و آن كس كه طاعت نداشت بگرفت او را و بكشت تا سى و يك پادشاه را بكشت و زمين شام مستخلص شد او را و مالهاى ايشان و غنايم جمع كرد و غنايم پيش ازين پيغامبران را حلال نبود پيغامبر ما را حلال كردند عادت چنان بود كه بنهادندى به جاى صدقه و قربان آنچه از آن مقبول بودى آتشى بيامدى و آن را بسوختى و آنچه مقبول نبودى بر جاى بماندى . يوشع بفرمود تا آن مالها و غنايم بياوردند و به قربانگاه بنهادند هيچ آتش تعرّض او ( 3 ) نكرد يوشع گفت درين غنيمت خيانت كرده‌اند و بسيار بگفت كه آنچه برگرفته ( 4 ) با ( 5 ) جاى آرى ( 6 ) خاين مقرّ نيامد تا او آن جماعتى را كه متّهم بودند پيش خواند و دست يك يك بدست مىگرفت چون به آن مرد رسيد كه خيانت كرده بود [ دستش در دست او گرفت و چندان كه خواست تا دست برهاند نتوانست يوشع او را گفت بيار آنچه خيانت كرده‌اى ] ( 7 ) باز آور او برفت سر گاوى از زر پيراسته مكلَّل به ياقوت و جواهر بياورد و در ميان غنايم و قربان بنهاد . يوشع بفرمود تا آن مرد را ببستند و با آن غنايم بنهادند آتشى از آسمان بيامد و همه را بسوخت و مرد را نيز بسوخت . و يوشع عليه السّلام از پس موسى [ 381 - پ ] بيست و هفت سال تدبير كار بنى اسرائيل كرد و آنگاه وفات آمد او را و دفن كردند او را به كوه افرائيم و عمر او صد و بيست و شش سال بود . و اللَّه ولىّ التّوفيق .

--> ( 1 ) . لت : پيچيدند . ( 2 ) . كذا در اساس ، مت ، وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : شهرها شام ، شعرانى ( ج 4 / 172 ) شهرهاى شام . ( 3 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : آن . ( 4 ) . تب ، مر ، لت : بر گرفته‌ايد ، آج : برگرفتهء . ( 5 ) . مر : به . ( 6 ) . تب ، مر ، لت : آريد . ( 7 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .