الشيخ أبو الفتوح الرازي

324

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

رسول - عليه السّلام - گفت چون ملك الموت به موسى آمد و او را گفت : اجب ربّك ، او مرگ را كاره بود ، او را خوش نيامد . حق تعالى وحى كرد به موسى كه : يا موسى ! دست در پشت گاوى نه ( 1 ) . چندانى كه در زير ( 2 ) تو آيد از موى او من تو را به هر يك موى يك سال زندگانى دهم اگر خواهى و لكن عاقبت مرگ باشد . گفت : بار خدايا نخواهم ، قبض روح من كن . و حشويان اصحاب حديث در اين خبر آوردند كه چون ملك الموت - عليه السّلام - آمد تا جان موسى بردارد ( 3 ) ، گفت : اجابت كن خداى را ، موسى تپنچه ( 4 ) بر روى او زد ( 5 ) و يك چشم او كور كرد ( 6 ) . او ( 7 ) از آن جا برگشت و با پيش خداى شد و گفت : بار خدايا ! مرا بر بنده‌اى فرستادى كه چون خواستم كه قبض روح او كنم مرا طپانچه ( 8 ) زد و ( 9 ) كور كرد خداى تعالى چشم او باز داد و گفت برو و او را مخيّر كن تمام الحديث . عجب از قائلان اين ( 10 ) مقاله كه چگونه بر پيغامبر خداى اين سفاهت روا داشتند كه او بر فرشتهء مقرّب چنين كند و او از نزديك خداى آمده ( 11 ) ! و آنگه ملك الموت را به اين ضعف و عجز ( 12 ) دانستند كه دفع او و تپنچهء او از چشم خود نتوانست كردن . نسأل اللَّه العصمة و الصّيانة عن مثل هذه المقالات ( 13 ) . سدّى روايت كرد از ابو مالك و ابو صالح از عبد اللَّه عبّاس كه يك روز موسى - عليه السّلام - و وصىّ او يوشع به يك جاى مىرفتند در بيابانى . بادى بر آمد سياه و سخت ، يوشع بترسيد و چنان گمان برد كه قيامت است . بيامد و در موسى آويخت از ترس و خوف آن باد را ( 14 ) ، فرشتگان موسى را از ميان پيرهن ( 15 ) ببردند و پيرهن ( 16 ) در دست

--> ( 1 ) . آج ، لب ، مر : گاونه . ( 2 ) . تب ، آج ، مر ، لت دست . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مت و . ( 4 ) . مر : طپنچه . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز مت : بر چشم ملك الموت زد . ( 6 ) . اساس و مت در حاشيه با خط اصلى متن افزوده است : قول الحشويّة : انّ موسى لطم ملك الموت على عينه حتى صار اعور . ( 7 ) . وز و . ( 8 ) . تب ، آج ، لب ، لت : تپنچه . ( 9 ) . مر چشم مرا . ( 10 ) . مر حديث و اين . ( 11 ) . مر باشد . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها بجز مت : عجز و ضعف . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها بجز مت و تجويز هذه المحالات . ( 14 ) . آج ، لب : ندارد . ( 16 - 15 ) . وز ، آج ، لت : پرهن .