الشيخ أبو الفتوح الرازي
323
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
هارون به مرگ خود مرده است و موسى او را نكشت ( 1 ) . عمرو بن ميمون گفت : موسى و هارون هر دو در تيه مردند و هارون پيش از موسى بمرد و چنان بود كه ايشان هر دو به بعضى غارها رفته بودند . خداى تعالى هارون را جان برداشت ( 2 ) ، او را دفن كرد و باز آمد . بنى اسرائيل گفتند : هارون را چه كردى ؟ گفت : بمرد گفتند : هارون را بكشتى و بازآمدى براى آن كه ما او را دوست داشتيم . و بنى اسرائيل هارون را دوست داشتندى و با موسى نساختندى ، موسى - عليه السّلام - اين شكايت با خداى كرد خداى تعالى گفت : دعا كن تا هارون را زنده كنم تا بگويد كه او را تو نكشتى ( 3 ) . موسى - عليه السّلام - برخاست ( 4 ) و جماعتى را از بنى اسرائيل برگرفت و بيامد و به سر گور هارون آمد و دعا كرد تا خداى تعالى هارون را زنده كرد و گور بشكافت و او برخاست ( 5 ) و خاك از سر مىافشاند موسى - عليه السّلام - گفت اى برادر تو را من كشتم ( 6 ) ؟ گفت حاشا ! من بمرگ خود مردم و بيوفتاد ( 7 ) و بمرد . فذلك قوله تعالى : لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَه اللَّه مِمَّا قالُوا ( 8 ) ، الاية . امّا وفات موسى - عليه السّلام - ، محمّد بن اسحاق گفت : موسى مرگ را كاره بود ( 9 ) چون اجلش نزديك رسيد خداى تعالى خواست تا مرگ بر او محبّب ( 10 ) كند ، يوشع را پيغمبرى ( 11 ) داد . موسى هر بامداد و شبانگاه كه او را ديدى گفتى : يا يوشع ! خداى بر تو چه وحى كرد ؟ يوشع گفت چندين سال است تا من در صحبت توام تو را از اين معنى هرگز نپرسيدم جز تو كه ( 12 ) ابتدا كردى . تو از من چرا اين سؤال مىكنى ( 13 ) ؟ عند آن موسى - عليه السّلام حيات را كاره شد ، و اين قول معتمد نيست . و در صفت مرگ او خلاف كردند : همام بن منبّه روايت كرد از ابو هريره كه
--> ( 1 ) . لت : نكشته است . ( 2 ) . لت موسى . ( 3 ) . اساس : نكشتى ، با توجه به سياق عبارت از وز تصحيح شد . ( 5 - 4 ) . لب ، مر : برخواست . ( 6 ) . آج ، لب ، مر : كشتهام . ( 7 ) . لب ، لت : بيفتاد . ( 8 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 69 . ( 9 ) . وز ، لت : مىبود . ( 10 ) . مر : دوست . ( 11 ) . وز ، تب : پيغامبرى . ( 12 ) . كذا در اساس و مت ، ديگر نسخه بدلها : كه تو . ( 13 ) . كذا در اساس ، وز ، تب ، مت ، ديگر نسخه بدلها همانا مگر حكم خداى را كارهى ؟