الشيخ أبو الفتوح الرازي

303

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و قول سيم » آن است كه « خائنة » صفت موصوفى محذوف است يعنى على فرقة و ( 2 ) طائفة او جماعة خائنة ، و اين جمله وجوه ( 3 ) نيكوست و محتمل . * ( إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ ) * ، نصب او بر استثناء است . خداى تعالى ( 4 ) جماعتى را كه اين طريقه و سيرت نداشتند از اين ميانه بيرون آورد و استثنا كرد ، و آن جماعتى بودند از ايشان كه ( 5 ) اسلام آوردند چون عبد اللَّه سلام و جز او . * ( فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ ) * ، خداى تعالى گفت : عفو بكن ايشان را . و عفو و صفح به يك معنى باشد براى اختلاف لفظ آورد و گفته‌اند صفح بليغتر از عفو است ( 6 ) * ( إِنَّ اللَّه يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) * ، كه خداى تعالى نكوكاران را دوست دارد . و از جملهء نكوكارى عفو است از مستحقّ عقوبت . قتاده گفت : اين منسوخ است بقوله : قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه ( 7 ) و ابو على گفت منسوخ است بقوله : وَإِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ ( 8 ) . ابو القاسم بلخى گفت : روا باشد كه اين عفو مشروط بود به شرط توبه و يا قبول جزيه ، براى آن كه چون جزيه قبول كرده باشد ( 9 ) كس را بر ايشان سبيلى نباشد و اين قول حسن بصرى است و جعفر بن مبشّر و اختيار جرير طبرى است و بر اين قول آيت منسوخ نباشد مخصوص باشد به آنان كه توبه كنند يا جزيه دهند . و قوله : * ( يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ ) * عن مواضعه دليل نكند بر آن كه قسوت قلب براى تحريف است ، بل آن كلامى مستأنف باشد و يا در موضع حال بود من قوله : * ( لَعَنَّاهُمْ ) * ، يعنى ( 10 ) : محرّفين الكلم ناسين حظوظهم تا كسى از او شبهتى ( 11 ) نسازد و تمسّك نكند به او ( 12 ) . قوله : * ( وَمِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى ) * ، - الآية . حق تعالى چون ذكر جهودان و نقض عهد ايشان بگفت با ذكر ترسايان آمد و گفت از آنان نيز كه دعوى ترسايى مىكنند و مىگويند ما ترسائيم و اين ( 13 ) جماعتىاند كه در دين ترسايى درست نه‌اند .

--> ( 1 ) . وز : قولى سه‌ام ، آج ، لب ، تب : سيوم . ( 2 ) . آج ، لب ، مر ، لت : او . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مت : اين وجوه جمله . ( 4 ) . مر اين . ( 5 ) . لت : كه از ايشان . ( 6 ) . مر : باشد . ( 7 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 29 . ( 8 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 58 . ( 9 ) . مر : كردند . ( 10 ) . لت : بمعنى . ( 11 ) . آج ، لب ، مر ، لت : شبهى . ( 12 ) . آج ، لب و . ( 13 ) . مر : اينها .