الشيخ أبو الفتوح الرازي

270

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

امّا ابتدا از مرافق جمله فقها خلاف كردند ما را و به آيت تمسّك كردند به لفظ الى و آن كه انتها ( 1 ) غايت را باشد ، و جواب از او آن است كه اگر چه الى بمعنى انتهاى غايت مستعمل است به معنى مع هم مستعمل است چنان كه گفتيم و ظاهر استعمال دليل حقيقت كند بايد تا هر دو حقيقت باشد . دليل ديگر بر صحّت مذهب ما در اين باب طريقهء احتياط است و آن كه اجماع است بر آن كه هر كه آن كند [ كه ] ( 2 ) ما گفتيم ذمّهء او برى باشد بيقين و آن كه خلاف آن كند كه ما گفتيم ذمّهء او برى باشد دليلى نيست بر براءت ذمّهء او . زجّاج گفت : اگر گويند الى به معنى مع است لازم آيد كه تا به ( 3 ) دوش ببايد شستن براى آن كه اسم متناول است آن را گوييم اگر ما را با ظاهر رها كنند چنين گوييم جز كه دليل برخاسته است از جهت اجماع كه ماوراى مرفق نبايد شستن و روى دستها يك بار شستن واجب است به ظاهر آيت دو بار سنّت است به اخبار متواتر و سه بار ممنوع است به اخبارى كه روايت كرده‌اند از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و از اهل البيت عليهم السّلام قوله : * ( وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ ) * ، و در صفت مسح خلاف كردند . بعضى گفتند : مسح كند به كمتر ( 4 ) آنچه نام مسح بر او ( 5 ) آيد چه بيش از اين واجب نيست . و اين مذهب ماست و قول عبد اللَّه عمر است و القاسم بن ( 6 ) محمّد و عبد الرحمن بن ابى ليلى و ابراهيم ( 7 ) و شعبى و ثورى ، و مذهب شافعى است و اصحاب او و اختيار طبرى است . و ابو حنيفه و ابو يوسف [ و ] ( 8 ) محمّد بن الحسن گفتند : مسح به كمتر از سه انگشت نشايد . و مالك گفت : مسح دادن بر همهء سر واجب است و بنزديك ما مسح بر مقدّم سر دادن واجب باشد و هيچ فقيه ( 9 ) اعتبار نكرد جز كه گفتند : مسح بر هر جاى ( 10 ) كه

--> ( 1 ) . مر ، لت : انتهاء . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . مر : ندارد . ( 4 ) . مر : كمترين . ( 5 ) . تب : به روى . ( 6 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : و القسم بن . ( 7 ) . اساس و مت : ابو نعيم خوانده مىشود ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . اساس و مت : ندارد ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مت اين . ( 10 ) . مر از سر .