الشيخ أبو الفتوح الرازي
261
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
طعام بر عموم است و ذبايح در او ( 1 ) داخل است و اين قول بعضى اصحابان ( 2 ) ماست . و قول بلخى و طبرى و جبّائى از مفسّران و جمله فقها گفتند روا باشد ، و شافعى را در اضحيّه دو قول است يكى آن كه روا باشد چون اهل ذمّه كشند و قول ديگر آن كه مكروه باشد قوله : * ( وَطَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ ) * ، و طعام شما كه مسلمانانيد ( 3 ) نيز ( 4 ) حلال است ايشان را اگر گويند اين چه معنى دارد و ايشان بتحليل ما استحلال نمىكنند . گويم از اين دو جواب است يكى آن كه خداى تعالى حلال بكرده است ايشان را اگر استحلال كنند و اگر نه . دوّم آن كه خداى تعالى ما را رخصت داد كه طعام خود به ايشان دهيم [ 368 - ر ] و اگر حرام بودى بر ايشان روا نبودى ما را طعام به ايشان ( 5 ) دادن و قوله : * ( وَالْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ ) * ، يعني و احلّ لكم المحصنات ، و حلال بكردند ( 6 ) شما را عفايف و زنان پارسا ( 7 ) از جمله مؤمنان و گفتهاند مراد زنان آزاداند و اين دليل نكند بر آن كه ما سواهنّ حرام است براى آن كه اين دليل الخطاب باشد و تحليل آن به دليلى ديگر دارند ( 8 ) و ( 9 ) خلاف نيست اگر عقد بندد بر زنان ناپارسا عقد درست باشد جز كه تارك افضل بوده باشد و همچنين عقد بر پرستار روا باشد و درست باشد . آنگه مفسّران خلاف كردند در آن كه مراد به اين محصنات چيست ؟ بعضى گفتند : مراد زنان آزادند سوا ( 10 ) اگر عفيفه باشند اگر فاجره و پرستاران ( 11 ) اهل كتاب را حرام داشتند به همه وجهى ، لقوله تعالى : وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ ( 12 ) و لقوله تعالى : فى هذه الآية * ( وَالْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ ) * ، و اين قول مجاهد است و طارق بن
--> ( 1 ) . مر : آن . ( 2 ) . لت : اصحاب . ( 3 ) . مر : مسلمان . ( 4 ) . مر : پس . ( 5 ) . آج ، لب : بديشان . ( 6 ) . اساس ، وز ، مت : نكردند ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . مر را . ( 8 ) . كذا در اساس ، مت : دارند ، وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : دانند . ( 9 ) . مر به . ( 10 ) . لت : سوا . ( 11 ) . لت : پرستار . ( 12 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 25 .