الشيخ أبو الفتوح الرازي
243
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
يعنى من اين بكنم و به اين التفات نكنم و اين معنى كار نبندم تا پس مرا از كار خود بازدارد و اين قول عبد اللَّه عبّاس ( 1 ) و قتاده و سعيد جبير و مجاهد و سدّى ( 2 ) ، مجاهد گفت : از لام سهام عرب است و كعب پارسيان و روميان ( 3 ) است كه به آن قمار بازند و بيان آن تيرهاى قمار به استقصا ( 4 ) [ 372 - ر ] در سورة البقره برفته است فى قوله : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ ( 5 ) . بعضى دگر گفتند : معنى القسم التدبير و تقليب الرّأى فى ( 6 ) الامر قال الشاعر ( 7 ) : و تركت قومي يقسمون امورهم يمضون ام يتلبّثون قليلا اى يدبّرون امورهم . * ( ذلِكُمْ فِسْقٌ ) * ، گفتند : اشارت است به استقسام و گفتند : اشارت است به جمله و كاف خطاب جملهء مكلَّفان است و فسق خروج باشد از فرمان خداى تعالى و منه : فسقت الرّطبة من ( 8 ) قشرها اذا خرجت . زجّاج گفت : اگر از اين مرفوعات بعضى منصوب بودى على تقدير حرّم اللَّه ذلك روا بودى در عربيّت جز كه نخواندهاند ( 9 ) . * ( الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ ، ) * اليوم نصب بر ظرف است و عامل در او يئس است و مراد روزى ( 10 ) معيّن نيست يعنى اكنون و در اين روزگار چنان كه يكى از ما گويد : من امروز پير شدم و مراد نه آن باشد كه آن روز پير شده باشد و يئس ييئس على وزن لعب يلعب گفت : امروز كافران از دين شما نوميد شدند يعنى نوميد شدند از آن كه ايشان را دستى و ظفرى بود بر شما و دين شما و آن را وهنى توانند رسانيدن و يأس ، انقطاع الطَّمع باشد و خلاف كردند در آن كه اين كدام روز است . عبد اللَّه عبّاس و سدّى و عطا گفتند : روز عرفه بود از حجّة الوداع براى آن كه عرب بيشتر در اسلام آمدند ( 11 ) و بعضى دگر گفتند : اين روز آدينه بود كه رسول -
--> ( 1 ) . مر ، لت است . ( 2 ) . تب است . ( 3 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، لت را . ( 4 ) . مر : مستقصى . ( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 219 . ( 6 ) . مر : من . ( 7 ) . تب شعر . ( 8 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : عن . ( 9 ) . مر : نخواندى . ( 10 ) . اساس ، وز ، مت : روى ، با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 11 ) . مر : آمدندى .