الشيخ أبو الفتوح الرازي

232

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

نيست الَّا خدمت ( 1 ) كعبه و رعايت سقاية الحاجّ كه آن برقرار خود رها كرديم . و در شاذّ اعمش و عيسى و يحيى بن ابى كثير ( 2 ) خواندند : يجر منّكم به ضمّ « يا » من اجرمه . و جرم و اجرم لغتان الَّا أنّ جرم اعرف و افصح . قوله تعالى : * ( وَتَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوى ) * ، امر است از خداى تعالى جمله مكلَّفان را ( 3 ) بر معاونت و مظاهرت و يارى دادن يكديگر بر برّ و تقوى و پرهيزكارى كه نيكو ( 4 ) باشد از فضل و احسان . و برّه و برّ به و هو برّ و بارّ . و « تقوى » پرهيزكارى باشد يعنى خويشتن نگاه داشتن از عقاب خداى به نا كردن فعلى كه مستحقّ عقاب شوند به آن . و قوله : * ( وَتَعاوَنُوا ) * ، عطف نيست ، على قوله : * ( أَنْ تَعْتَدُوا ) * . بل كلامى است مبتدا مستأنف و امر است جماعت ( 5 ) مكلَّفان را به معاونت . و تفاعل از ميان قوم باشد چنان كه مفاعله از ميان دو كس باشد ( 6 ) بيشتر . * ( وَلا تَعاوَنُوا عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوانِ ) * ، و يكديگر را يارى مكنى بر اثم و عدوان . « اثم » گفتند ( 7 ) هر معصيتى باشد كه متعدّى نبود از فاعلش به غيرى . و عدوان معصيتى باشد متعدّى چون ظلم و قتل و غصب . و ابصة بن معبد گفت : از رسول - عليه السّلام - [ پرسيدم ] ( 8 ) كه « برّ » و « اثم » چه باشد ؟ گفت : برّ آن باشد كه دل توبه آن منشرح شود و آن را قبول كند و اثم آن بود كه در دل تو اثر كند و اگر چه مردمان تو را بر آن فتوى كنند . * ( وَاتَّقُوا اللَّه إِنَّ اللَّه شَدِيدُ الْعِقابِ ) * ، از خداى بترسى كه عقاب ( 9 ) خدا سخت است . عجب از ضعيفى كه او از عقاب سخت بنترسد چه اگر آدمى از سنگ بودى يا از آهن به آتش دنيا هم بس نبودى . فكيف كه بر اين تركيب ضعيف است و آتش آتش دوزخ ( 10 ) ! كه در خبر آمده است كه اگر اهل دوزخ را در ميان آتش دنيا نهند از راحت و آسايش خواب ببرد ( 11 ) ايشان را .

--> ( 1 ) . مر خانه . ( 2 ) . آج ، لب : يحيى بن كثير . ( 3 ) . وز : ندارد . ( 4 ) . مر : نيكوا . ( 5 ) . تب : جماعتى . ( 6 ) . مر يا . ( 7 ) . تب : گفتندى . ( 8 ) . اساس و مت : ندارد ، از وز افزوده شد . ( 9 ) . مر : عذاب . ( 10 ) . مر : دزخش سر و كار . ( 11 ) . اساس ، وز و مت : نزد .