الشيخ أبو الفتوح الرازي

228

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

در محل حال است اى طالبين فضلا اى رزقا و رضوانا و رضا للَّه تعالى في ( 1 ) زيارة البيت . يعنى استحلال مكنى خون و مال آنان كه قصد خانهء خدا كنند از جايها به طلب روزى بر سبيل تجارت و به طلب رضاى خداى تعالى بر سبيل حج و زيارت . * ( وَإِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا ) * چون قديم تعالى حجر كرد بر محرمان كه در حال احرام صيد كنند و ايشان را از صيد گزير نبودى چه [ 362 - پ ] بيشتر قوت ايشان از آن بودى خداى تعالى اطلاق اين حظر بكرد و به اباحت گفت : چون حلال شوى ( 2 ) و از احرام ( 3 ) بيرون آيى ( 4 ) صيد كنى ( 5 ) و صيغه اگر چه امر است مراد به ( 6 ) اباحت است چنان كه گفت : فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الأَرْضِ ( 7 ) . . . ، و تمسّك آنان كه گفتند : امرى كه وارد باشد بعد الحظر اقتضاى اباحت كنند به اين آيت درست نيست براى آن كه طريقهء وجدان معتمد نباشد لجواز الخلاف فيه . و دگر آن كه در اوامر قرآن كه آمد بعد الحظر هست كه اقتضاى ندب مىكند دون اباحت في قوله : وَلا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّه ( 8 ) . . . ، و بعد بلوغ الهدى محلَّه حلق رأس مباح نيست بل عبادت است ، پس درست آن است كه الامر الوارد بعد الحظر حكمه حكم الامر الوارد قبل اقتضائه الوجوب او ( 9 ) الندب على ما دلّ الدّليل و تقدم حظر را در تغيير حكم امر اثرى نباشد ، و اصطياد افتعال باشد من الصّيد تاى افتعال را طا كردند تا مناسب صاد باشد كه فاء الفعل است در اطباق و اين لفظ دليل است بر آن كه امر امر نباشد به صورت ( 10 ) و صيغت ( 11 ) براى آن كه اين صورت امر دارد و باتّفاق امر نيست اباحت است و حكيم ( 12 ) امر نكند به مباح و مريد مباح نباشد براى آن كه عبث بود و بيشتر مفسّران بر آنند كه از اين آيت چيزى منسوخ است الَّا ابن جريح كه او گفت : از آيت هيچ منسوخ نيست براى آن كه ابتدا به قتال مشركان نشايد كردن در ماه‌هاى حرام الَّا

--> ( 1 ) . مر : هى . ( 2 ) . مر ، لت : شويد . ( 3 ) . وز : حرام . ( 4 ) . مر ، لت : آييد . ( 5 ) . مر ، لت : كنيد . ( 6 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر : ندارد . ( 7 ) . سورهء جمعه ( 62 ) آيهء 10 . ( 8 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 196 . ( 9 ) . آج ، لب ، لت : الى . ( 10 ) . تب ، لب ، لت : لصورته . ( 11 ) . وز ، لت : صيغنه . ( 12 ) . تب ، آج ، لب : حكم .