الشيخ أبو الفتوح الرازي
207
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
من الالهة و هى العبادة فعال باشد [ 359 - ر ] بمعنى مفعول ، كالكتاب و الحساب ، * ( سُبْحانَه أَنْ يَكُونَ لَه وَلَدٌ ) * ، منزّه است ( 1 ) [ خداى تعالى ] ( 2 ) از آن كه او را فرزند باشد براى آن كه نه حقيقتش بر او روا باشد نه مجازش . براى آن كه فرزند آن را باشد كه جسم بود و فرزند او از آب او آفريده بود و كس را به فرزند نگيرد كه او خداى است كه هر چه در آسمان و زمين او راست . و « أن » مع الفعل ، فرّاء گفت در موضع نصب است ، و كسايى گفت در موضع جرّ . يعنى من أن يكون او عن ان يكون له ولد . * ( وَكَفى بِاللَّه وَكِيلًا ) * ، و خداى بس است تكفّل كننده به آنچه خلقان را حاجت باشد . قوله : نْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ ، ننگ ندارد مسيح ( 3 ) كه عيسى مريم است از آن كه بندهء خداى باشد ، يقال : نكفت عن هذا ( 4 ) و استنكفت أنفت . و اصل او ، من نكفت الدّمع اذا نحّيته بإصبعك عن خدّك . قال الشّاعر : فبانوا فلولا ما تذكّر منهم من الخلف لم ينكف لعينيك مدمع معنى استنكاف انقباض و امتناع باشد و استكبار . گفت : عيسى ننگ ندارد و امتناع نكند از آن كه بندهء خداى باشد و نه نيز فرشتگان مقرّب . امّا استدلال آنان كه گفتند فرشتگان بهترند از پيغمبران به اين آيت و آنگه گفتند نيكو نباشد اگر كسى گويد : لا يستنكف الامير ان يركب الىّ و لا الحارس و انّما يقال لا يستنكف الوزير ان يركب الىّ و لا ( 5 ) الامير عطف بر اين جمله نكو نباشد ، الَّا كه عطف اعلى كنند بر ادون و بر عكس نكو نباشد ، صحيح نيست براى چند وجه را : يكى آن كه اين خطاب با آنان است كه ايشان اعتقاد كرده بودند كه فرشتگان ( 6 ) بهتر از پيغامبران باشند پس حق تعالى بر حسب اعتقاد ايشان به ( 7 ) ايشان خطاب كرد و وجهى ديگر آن است كه گوييم ما اگر چه گفتيم پيغمبران از فرشتگان ( 8 ) بهتراند نگفتيم كه چندان تفاوت
--> ( 1 ) . مر : بود است . ( 2 ) . اساس : ندارد ، به قياس با ساير نسخه بدلها از وز افزوده شد . ( 3 ) . مر را . ( 4 ) . لت : كذا . ( 5 ) . اساس ، مت : الى ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . تب فريشتگان ، لت : فرشتهها . ( 7 ) . مر ، لت : با . ( 8 ) . اساس ، مت : شما ، لت : فرشتهها ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .