الشيخ أبو الفتوح الرازي

185

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

به او معنى آن است كه هيچ كس نباشد از اهل كتاب از جمله جهودان و ترسايان و الَّا پيش از آن كه بميرد به عيسى ايمان آرد آنگه كه ملك الموت را بينند ( 1 ) در وقتى كه ايمانش سود ندارد براى آن كه هر مبطلى در وقت مرگ بداند كه آنچه او بر آن بود باطل بود چون اعلام و آثار عذاب و فرشتگان عذاب را بيند و حقّ پيدا شود او را ، و اين روايت على بن طلحه است از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت هيچ جهود و ترسا بنميرد تا به عيسى ايمان نيارد و اگر چه در آتش افتد يا در آب غرق شود يا از كوهى در افتد يا در زير ديوارى باشد يا دد و دام بخورد او را به هر نوع كه باشد . عبد اللَّه عبّاس را گفتند اگر از بامى بيوفتد گفت در راه بگويد و به عيسى بگرود ، گفتند : اگر كسى را گردن بزنند گفت زبانش به آن ملجلج شود دليل بر صحّت اين تأويل قراءت ابى است قبل موتهم . كلبى گفت : از كوفه بيرون آمدم تا به طابث آمدم و آن دهى ( 2 ) است پيش واسط آن جا فرود آمدم شهر حوشب را ديدم اين آيت را مذاكره مىكرديم شهر بن حوشب گفت يك روز حجاج به واسط عطا مىداد و من حاضر بودم و او عطاها پيش خود خواست و مردم را مىخواند و عطا مىداد كس آمد و مرا بخواند من آنجا رفتم با جامهء خلق و اسپى ( 3 ) لاغر حجّاج چون مرا بديد گفت يا شهر اين چه رثاثت و خلاقت است و اين اسپ ( 4 ) چيست من گفتم ايّها الامير اين اسپ ( 5 ) نخريده‌ام چنين اتّفاق افتاد و امّا خلاقه ( 6 ) جامه مرا از جامه آن قدر بس باشد كه عورت بپوشد گفت تو مردى كه جامهء خز نپوشى و عيب كنى آن را كه پوشد گفتم من عادت نكرده‌ام كه خز پوشم و لكن عيب نكنم آن را كه پوشد جبّهء خز بخواست و در من پوشيد چون من خواستم كه بيرون آيم مرا گفت آيتى از كتاب مرا مشكل شده است من گفتم آن كدام است اى امير او اين آيت بخواند : * ( وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِه قَبْلَ مَوْتِه ) * ، و وقتها باشد كه اسيران را از

--> ( 1 ) . تب و ديگر نسخه بدلها : بيند . ( 2 ) . آج ، لب : ده . ( 3 ) . آج ، لب ، مر : اسبى . ( 5 - 4 ) . تب ، آج ، لب : اسب . ( 6 ) . لب : خلاق .