الشيخ أبو الفتوح الرازي
184
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
على الاسلام حتّى يهلك اللَّه في زمانه الملل كلَّها غير الاسلام و يكون السّجدة واحدة للَّه ربّ العالمين و يهلك اللَّه فى زمانه مسيح الضّلالة الكذّاب الدّجّال و تقع الامنة فى الارض فى زمانه حتّى ترتع الاسود مع الابل و النّمور مع البقر و الذّئاب مع الغنم و يلعب الصّبيان بالحيّات لا يضرّ بعضهم بعضا يلبث فى الأرض اربعين سنة ثمّ يتوفّى و يصلَّى عليه المسلمون و يدفنونه اقرؤا ان شئتم و ان من اهل الكتاب الَّا ليؤمننّ به قبل موته قبل موت عيسى يعيدها ابو هريرة ثلاث مرّات ، گفت ( 1 ) پيغمبران ( 2 ) برادرانند از مادران مختلف و دينشان يكى است و اوليترين مردمان به عيسى مريم منم كه محمّدم براى آن كه ميان من و او هيچ پيغامبر ( 3 ) نيست و نزديك آن است كه از آسمان فرود آيد و او ميان مردمان حكم كند به عدل . چون او را بينى ( 4 ) بشناسى ( 5 ) او را ، مردى است تمام خلق ، سرخ اسپد ( 6 ) ، موى فرو گذاشته . پندارى كه آب از موى او فرو مىچكد و اگر چه تر نباشد ، صليب بشكند و خوك را بكشد و جزيه فرو نهد و مال بستاند و با كافران ، بر اسلام قتال كند تا خداى تعالى در روزگار او همه ملَّتها هلاك كند مگر اسلام و سجده نكنند جز خداى را و در روزگار او خداى تعالى مسيح ضلال را كه دجّال كذّاب است هلاك بر آرد و در روزگار او ايمنى در زمين پديد آيد تا شير با شتر چره ( 7 ) كند و پلنگ با گاو گرگ با گوسفند ( 8 ) و كودكان به ( 9 ) مار بازى كنند و هيچ از اينان مضرّت به يكديگر نرسانند آنگه چهل سال در زمين مقام كند ، آنگه وفات آيد او را و مسلمانان بر او نماز كنند و او را دفن كنند و اگر خواهى از قرآن برخوانى ( 10 ) : * ( وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِه قَبْلَ مَوْتِه ) * ، تا سه بار باز مىگفت عكرمه و ضحّاك و مجاهد و سدّى گفتند [ 355 - ر ] ها در « به » ضمير عيسى است - عليه السّلام - و در موته راجع است با * ( أَهْلِ الْكِتابِ ) * ، كه ايمان آرد
--> ( 1 ) . آج ، لب ، مر : ابو هريره گفت كه رسول عليه السّلام فرمود كه . ( 2 ) . مر : انبياء . ( 3 ) . مر : پيغمبرى . ( 4 ) . تب : بينيد . ( 5 ) . تب : بشناسيد . ( 6 ) . وز ، تب ، مت ، لت : سرخ اسبيد ، آج ، لب : سرخ سفيد ، مر : سرخ سفيد . ( 7 ) . مر : چرا . ( 8 ) . تب : گوسبند . ( 9 ) . تب ، مر ، لت : با . ( 10 ) . تب : برخوانيد ، مر : برخوان .