الشيخ أبو الفتوح الرازي
3
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
استفهام را صدر كلام باشد . و گفتهاند : محلّ او نصب است ، و تقدير آن كه : كيف يكونون أم مصرّين ( 1 ) أم تائبين . و در معنى « مصيبت » در آيت دو قول گفتند : يكى ( 2 ) آيت در عبد اللَّه أبى سلول ( 3 ) آمد ، و مصيبت ( 4 ) آن مذلَّت بود كه به او رسيد چون از غزاة بنى المصطلق باز آمدند در وقعتى كه آن را مريسيع گفتند ، و سورة المنافقين در شأن او فرود آمد و او در عذر و خشوع گرفت ( 5 ) - و قصّهء آن ( 6 ) در سورة المنافقين بيايد - إن شاء اللَّه . آنگه بيامد و سوگند خورد كه او به آنچه گفت از ميان آن دو گروه جز احسان و توفيق نخواست . قولى دگر آن است كه : چون وفاتش نزديك رسيد ، مصيبت آن است كه بيامد و رسول را گفت : يا رسول اللَّه ! مرا از پيراهنهاى خاص تو ( 7 ) يكى ده مرا ( 8 ) تا تبرّك را در پوشم تا مرا امانى باشد از دوزخ . چون او را گفتند : تو منافقى ، و اين نه از اعتقاد مىگويى ، و اين به نفاق مىگويى ، سوگند خورد بر اين كه من از اين جز توفيق و احسان ( 9 ) نمىخواهم ، و اين قول علىّ بن الحسين مغربى است . بعضى دگر گفتند : مراد به « مصيبت » ، كشتن آن مرد بود كه عمر بن الخطَّاب بكشت او را ( 10 ) ، آنگه اولياى خون او آمدند و طلب ديت كردند و سوگند خوردند كه ما را غرض در اين إطفاء نائره است ، و ما طلب صلاح مىكنيم و إلَّا احسان و توفيق نمىخواهيم . قولى ديگر آن است كه : آيت بر عموم است ، و مراد مصيبتى معيّن نيست ، يعنى هر گه كه ايشان را نكبتى رسد و نقمتى ، اعتبار بر نگيرند و از سوگند دروغ خوردن باز نايستند ، و آنچه بخلاف راستى به ظاهر وفاق و باطن نفاق كنند بر آن سوگند خورند كه ما به اين جز احسان و صلاح و صواب نخواستيم ، حق تعالى تكذيب ايشان كرد به
--> ( 1 ) . مر : يكونون مصرّين ، چاپ شعرانى ( 3 / 427 ) : يكونون أمصرّين . ( 2 ) . مت ، تب آن كه . ( 3 ) . مت : عبد اللَّه بن أبىّ سلول . ( 4 ) . آج ، لب او . ( 5 ) . مر : در عذر و خشوع رفت . ( 6 ) . تب ، آج ، لب : او . ( 7 ) . مر : خود . ( 8 ) . وز ، آج ، لب : يكى مراده ، مر : به من ده . ( 9 ) . وز ، مت ، تب ، آج ، لب ، مر : احسان و توفيق . ( 10 ) . وز ، مت ، تب ، آج ، لب ، مر : او را بكشت .