الشيخ أبو الفتوح الرازي
4
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
آنچه گفتند ، گفت : * ( أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّه ما فِي قُلُوبِهِمْ ) * ، ايشان آنانند كه خداى تعالى داند آنچه در دلهاى ايشان [ است ] ( 1 ) . و « اولئك » اشارت است به آن منافقان كه ذكر ايشان در آيت اوّل رفت . حق تعالى گفت : يا محمّد ! از ايشان اعراض كن و بگرد [ و بر ] ( 2 ) ايشان اقبال مكن . * ( وَعِظْهُمْ ) * ، و براى اعذار و انذار و حجّت ايشان را وعظ كن و پند ده به زبان ، و عقوبت مكن ايشان را . * ( وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً ) * ، بعضى گفتند مراد آن است كه : ايشان را به قتل بترسان اگر توبه نكنند . ضحّاك گفت : ايشان را بر ملاء وعظ كن و در سرّ قولى بليغ گوى كه ايشان را زجر كند ( 3 ) در مستقبل از مثل اين بعضى دگر گفتند : اعرض ( 4 ) عن قبول عذرهم ، عذرشان مپذير كه دروغ مىگويند ، و پند ده ايشان را و بليغ گوى ، و معنى آن كه : اگر آنچه در دل دارى اظهار كنى ، بفرمايم كشتن شما را ( 5 ) . آنگه حق تعالى غرض و حكمت خود در بعثت انبيا بگفت كه : * ( وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ ) * ، و اين « من » زيادت است ، و لكن در او معنى هست و آن مبالغت است و تأكيد در نفى ، چنان كه گويى : ما جاءني من احد ، تا مستغرق جنس باشد در نفى ، يعنى هيچ پيغامبر را نفرستاديم ( 6 ) إلَّا براى آن تا طاعتش دارند و فرمانش برند . * ( بِإِذْنِ اللَّه ) * ، أى بأمر اللَّه ، به فرمان خداى كه طاعت ايشان بر خلقان واجب كرد ، نظيره قوله تعالى : وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ( 7 ) . . . اى بامر اللَّه . و « اذن » به معنى لطف باشد في قوله : وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ ( 8 ) وَما هُمْ بِضارِّينَ بِه مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ( 9 ) ، و قيل : بعلم اللَّه و قيل : باعلام اللَّه ، آنگه آنچه صلاح ايشان در آن بود كه ايشان نكردند بگفت : * ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا ) * ، و اگر ايشان چون بر خويشتن ظلم كردند . مفسّران گفتند : بتحاكمهم ( 10 ) الى الطَّاغوت ، به آن كه به حكومت بر طاغوت رفتند . و ظلم ايشان را بر خود دو معنى بود : يكى از جهت لغت ، و دگر ( 11 ) از جهت
--> ( 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز ، مت ، تب افزوده شد . ( 3 ) . مرّ : كنند . ( 4 ) . كذا : در اساس ، وز ، مت ، تب ، با توجّه به آج ، لب و مر تصحيح شد . ( 5 ) . مر : بفرمايم بستن شما را و بكشند . ( 6 ) . مر الا ليطاع . ( 7 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 145 . ( 8 ) . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 100 . ( 9 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 102 . ( 10 ) . اساس ، وز ، مت : يتحاكمهم ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 11 ) . آج ، لب : و يكى .