الشيخ أبو الفتوح الرازي
125
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
يك سيّئه او را نه بماند . آنگه گفت : ويل لمن غلب آحاده اعشاره ، واى آن كس كه آحاد او اعشار او را غلبه كند ، يعنى سيّئاتش حسناتش را . و در خبر است كه بعضى صحابه رسول را گفتند : يا رسول اللَّه ! ما را كجا صلاح باشد پس از اين آيت كه خداى تعالى گفت : * ( مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِه ؟ ) * رسول - عليه السّلام - گفت : يا هذا أ لست تمرض أ لست تحزن ، نه بيمار نباشى ( 1 ) نه تو را اندوه » رسد ؟ گفت : بلى . گفت : آن كفّارت گناه بود . و در خبر است كه چون اين آيت آمد ، ابو بكر الصّدّيق گفت : هذه قاصمة ، اين آيت پشت شكننده است ، و به يك روايت گفت : انّى وجدت انقصاما ( 3 ) في ظهري حتّى لا أتمطَّى بها . رسول - عليه السّلام گفت : انّما هى المصيبات في الدّنيا . و بيان اين حديث قوله - عليه السّلام . لا يصيب المؤمن وصب و لا نصب و لا سقم و لا أذى حتّى الهمّ يهمّه الَّا كفّر اللَّه بها من خطاياه ، گفت : مؤمن را هيچ دردى و رنجى و ماندگى و بيمارى نرسد تا آن غم كه او را غمگين كند الَّا خداى تعالى آن به كفّارت گناهش كند . و در خبر است كه رسول - عليه السّلام - گفت چون اين آيت فرود آمد و صحابه جزع كردند : ابشروا و قاربوا و سدّدوا انّه لا يصيب احدا منكم مصيبة فى الدّنيا الَّا كفّر اللَّه بها خطيئة حتّى الشّوكة يشاك احدكم بها ، گفت : بشارت باد شما را نزديك باشى ( 4 ) با مردم و بر صلاح باشى ( 5 ) كه هيچ كس نباشد كه او را مصيبتى رسد و الَّا خداى به كفارت گناهش كند تا آن مقدار كه اگر خارى در پايش شود كفّارت گناهش باشد . حسن بصرى گفت در اين آيت : مراد به آيت كافر است ، امّا مؤمن ( 6 ) را خداى تعالى جزا كه دهد بر نكوتر عملش دهد و از سيّآتش تجاوز كند ، آنگه اين آيت بر خواند : لِيُكَفِّرَ اللَّه عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ
--> ( 1 ) . تب ، مت ، آج ، لب ، لت : بيمار بباشى ، مر : نه تو بيمار شوى . ( 2 ) . مر : اندوهى . ( 3 ) . آج ، لب ، مر ، لت : انقضاما . ( 4 ، 5 ) . مر ، لت : باشيد . ( 6 ) . مت : مؤمنان .