الشيخ أبو الفتوح الرازي
108
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مصدر است چون سبحان و قربان ، يقال بهت [ 341 - ر ] فلان فلانا فهو باهت بهتان نهنده را ، و المفعول مبهوت آن را كه بهتان بر او نهاده باشد ( 1 ) . وَإِثْماً مُبِيناً ، و بزهاى ظاهر . و قوله : ثُمَّ يَرْمِ بِه ، كنايت به لفظ واحد آورد و اگر چه خطيئة و اثم برفت ، براى آن كه ذهب الى جنس الفعل على قول الفرّاء ، و فعل همه يك جنس باشد . و گفتهاند : ردّ كنايت كرد الى كلّ واحد منهما ، و گفتهاند : ردّ الكناية الى اقرب المذكورين و هو الاثم ، كما قال ( 2 ) تعالى : وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّه ( 3 ) . وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ وَرَحْمَتُه ، آنگه خطاب كرد با رسول - عليه السّلام - بر سبيل منّت ، او را گفت : وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه ، اگر نه فضل خداى و رحمت او بودى بر تو ، فضل خداى به نبوّت و رحمت به انزال وحى ( 4 ) ، گروهى همّت كرده بودند كه تو را از ره صواب ببرند ، قيل : يضلَّوك ، بمعنى يزلَّوك ( 5 ) عن الصّواب . و گفتند معنى آن است كه : تو را هلاك كنند به تلبيس كار خيانت و سرقت . وَما يُضِلُّونَ ، و اين اضلال و ازلال به معنى و اهلاك ( 6 ) جز خويشتن را نمىكنند براى آن كه و بال ( 7 ) راجع نيست جز با ايشان ، و عقاب آن واقع نيست جز بر ايشان . وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ ، و به تو هيچ زيان نكنند براى آن كه خداى تعالى تو را فرو نگذارد از توفيق و تسديد خويش به انزال وحى و بيان آنچه بر تو تلبيس كردند از كار محق و مبطل و سارق و برىء . وَأَنْزَلَ اللَّه عَلَيْكَ الْكِتابَ ، و خداى تعالى كتاب بر تو فرستاد يعنى قرآن ، وَالْحِكْمَةَ ، يعنى نبوّت . وَعَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ ، و بياموخت تو را آنچه ندانستى از حلال و حرام و احكام شرع از امور غايبات و حديث امم سالفه . و حمل او بر عموم كردن اوليتر است از هر چه آن رسول را - عليه السّلام - به وحى معلوم كردهاند . وَكانَ فَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ عَظِيماً : و فضل و نعمت خداى بر تو
--> ( 1 ) . تب ، آج ، لب ، مر : باشند . ( 2 ) . مر ، لت اللَّه . ( 3 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 34 . ( 4 ) . مر كه . ( 5 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 4 / 9 ) : يضلَّوك . ( 6 ) . كذا : در اساس و مت ، ديگر نسخه بدلها : و ازلال و اهلاك . ( 7 ) . آج ، لب ايشان ، مر : لت آن .