الشيخ أبو الفتوح الرازي
107
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بعضى مفسّران گفتند : يَعْمَلْ سُوءاً ، بالسّرقة بديى كند ( 1 ) ، يعنى دزدى درع . و ظلم بر خود آن است كه با غيرى حواله كند . ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّه ، پس آمرزش خواهد از خداى ، خداى را غفور [ و ] ( 2 ) رحيم يابد آمرزنده و پوشندهء گناه و بخشاينده بر گناهكاران ، [ و ] ( 3 ) آيت اگر چه وارد است بر سببى و در حقّ گروهى ، خلاف نيست از ميان مفسّران كه بر عموم حمل مىبايد كردن ، براى آن كه حكم همه كس و حكم همهء گناهها ( 4 ) اين است كه هر كس كه از آن توبه كند و آمرزش خواهد ، خداى تعالى بيامرزد او را . و در آيت دليل است بر صحّت قول ما كه گفتيم عند توبه [ بر خداى تعالى واجب نيست كه بنده را بيامرزد ، و نه نيز توبه اسقاط عقاب كند بر احباط يا موازنه ، بل اسقاط عقاب عند توبه ] ( 5 ) خداى كند به تفضّل ، براى آن كه لفظ غفران و رحمت آورد ، و آن كس كه كارى واجب كند نگويند رحمت مىكند و نه ، مىآمرزد ( 6 ) . قوله : وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْماً - الآية ، گفت : هر كه ( 7 ) او گناهى كند بر خويشتن ( 8 ) و بال [ و ] ( 9 ) و زر آن خيانت و گناه بر او باشد . گفتند : مراد دزدى است ، و گفتند : مراد سوگند به دروغ است ، و خداى به آن ديگرى را نگيرد ، و خداى تعالى عالم است به آن كه سرقت كرد ، و حكيم است در امر كردن به دست بريدن دزد . قوله : وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً ( 10 ) ، هر كه او گناهى كسب كند ، و اصل « كسب » اگر چه در جرّ منفعت به كار دارند ( 11 ) ، بر مجاز در گناه استعمال كرد ، يعنى سرقت درع ( 12 ) آن زره دزديدن . ثُمَّ يَرْمِ بِه بَرِيئاً ، آنگه گناه ( 13 ) بر بىگناهى نهد از زيد بن السّمير اليهودىّ يا جز او - چنان كه برفت . فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً ، او بهتانى بر گرفته باشد ، و « بهتان » دروغى بود كه چون بگويند خداوندش مبهوت و متحيّر شود ، و لفظ او
--> ( 9 - 1 ) . مر : بد مىكنند ، آج ، لب : بديى كنند . ( 5 - 3 - 2 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . مر : همه گناهى . ( 6 ) . مر : مى . ( 7 ) . مر : هر كس . ( 8 ) . مر ، لت كندو . ( 10 ) . لت گفت . ( 11 ) . مر ، لت در لغت . ( 12 ) . وز : دروغ . ( 13 ) . مر را .