الشيخ أبو الفتوح الرازي

104

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و چون به مكّه آمدند ، به سراى زنى فرود آمدند انصارى ، نام او سلامة ( 1 ) بنت ( 2 ) سعد بن شهيد ، و اين زن شوهرى داشت از بني عبد الدّار ، حسّان بن ثابت اين زن را هجا كرد به سبب آن كه ايشان را جاى كرده بود ، به اين بيتها ( 3 ) : و قد انزلته بنت سعد و أصبحت ينازعها جلد استه و تنازعه ظننتم بان يخفى الَّذي قد صنعتم ( 4 ) و فينا نبىّ عنده الوحى واضعه چون شعر به اين زن رسيد ، رحل ايشان برگرفت و بيرون انداخت و گفت : شايد ( 5 ) تا براى شما زبان شاعران در من دراز شود ( 6 ) . قوله : * ( إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ) * ، قديم - جلّ جلاله - به اين آيت خطاب كرد با رسولش و گفت : ما فرستاديم اين كتاب قرآن را بر تو به درستى و راستى تا تو حكم كنى ميان مردمان به آنچه خداى تعالى تو را باز نموده است و اعلام كرده . آنگه گفت : * ( وَلا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً ) * ، خصومت مكن براى خيانت كنندگان ، يعنى طعيمة ( 7 ) بن ابيرق يا آن كس كه هست ( 8 ) به اختلاف روايات . * ( وَاسْتَغْفِرِ اللَّه ) * ، و از خداى آمرزش خواه كه خداى تعالى غفور و رحيم است . و اين آيت دليل نيست بر آن كه رسول - عليه السّلام - چيزى كرد او را نبود كه كند نه صغيره و نه كبيره . براى آن كه به ادلَّه عقل كه احتمال تأويل نكند درست شده است كه او معصوم است ، صغيره و كبيره بر او روا نيست ، و نهى خداى تعالى او را بقوله : * ( وَلا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً ) * ، دليل نكند كه او آن خصومت كرده است ، براى آن كه بسيار نهى باشد كه كنند كسانى را كه ايشان منهىّ عنه نكرده باشند ، و مانند اين در عرف و در قرآن بسيار است ، قال اللَّه تعالى : لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ( 9 ) ، و يكى از ما فرزندش را گويد : لا تفعل كذا و كذا ، و اگر چه او هرگز آن فعل نكرده

--> ( 1 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، تفسير طبرى ( 9 / 180 ) و تفسير قرطبى ( 5 / 376 ) : سلافة . ( 2 ) . اساس ، مت : ابن ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . تب شعر . ( 4 ) . تب ، آج ، لب : صنعتما . ( 5 ) . آج : نشايد . ( 6 ) . مر ، لت : دراز نشود ، آج ، لب : دراز گردد . ( 7 ) . مر ، لت : طعمه . ( 8 ) . مر : آن كسان كه گذشت . ( 9 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 65 .