الشيخ أبو الفتوح الرازي

95

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

حمايت كند ( 1 ) ؟ گفت : لا احد يمنعنى منك ، كس نيست كه مرا از تو حمايت كند . رسول - عليه السلام - گفت : گواهى ده كه خدا ( 2 ) يكى است و محمّد رسول اوست تا تيغ با تو دهم تا به روى ، گفت : اين نگويم ، و لكن با تو عهد كنم كه هرگز با تو و قوم تو كارزار نكنم و كس را بر تو يارى نكنم . رسول - عليه السلام - تيغ به او داد ، او تيغ بستند و گفت : و اللَّه لانت خير منّي ، به خداى كه تو از من بهترى . رسول - عليه السلام - گفت : انا احق بذلك منك به هر حال من سزاوارترم به آن كه از تو به باشم ( 3 ) . حويرث با اصحابش شد ، او را گفتند : ويلك ، تيغ بركشيده به سر محمد شدى ، چرا تيغ نزدى و جهانى را از دست او نرهانيدى ، و چرا بيوفتادى ( 4 ) بى آن كه تو را بيفگند ؟ گفت : آن جا كه من تيغ برآوردم ، پنداشتى كسى بيامد و چيزى ( 5 ) بر پشت من زد و مرا بيفگند و تيغ از دست من بيوفتاد ( 6 ) ، و محمّد تيغ برگرفت و اگر خواستى كه مرا بكشد توانستى و لكن نكرد ، و او از من جوانمردتر بود ، مرا گفت : اسلام آر ( 7 ) . قبول نكردم ، و لكن عهد كردم كه نيز با او قتال نكنم و كس را بر او يارى نكنم ، و رود ساكن شد ( 8 ) رسول - عليه السلام - با لشگرگاه آمد و از اين حال صحابه او خبر داد و آيت برايشان خواند . و اصل « جناح » من جنح اذا مال باشد ، براى آن كه صاحب جناح مايل است از صواب و راستى . پس گفتند : سبب نزول آيت اين بود - و اللَّه اعلم . * ( فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ ) * - الاية . حق تعالى گفت : چون حال اين حال باشد ، و شما را با دشمن مصاف باشد و نماز خوف كرده باشى ( 9 ) و پرداخته ، در عقب آن ذكر خداى [ كنى ] ( 10 ) از حمد و ثناى او و دعاى خود و برادران خود به فتح و ظفر و نصرت و نفرين بر دشمنان خداى ، تا باشد كه ظفر يا بى ( 11 ) ، چنان كه گفت ( 12 ) :

--> ( 1 ) . مر ، لت حويرث . ( 2 ) . آج ، لب ، مر ، لت : خداى . ( 3 ) . مر چون . ( 4 ) . آج ، لب ، مر ، لت : بيفتادى . ( 5 ) . مر گران . ( 6 ) . آج ، لب ، مر ، لت : بيفتاد . ( 7 ) . مر ، لت : آور . ( 8 ) . لب و . ( 9 ) . تب ، مر : باشيد . ( 10 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 11 ) . تب ، مر : يابيد . ( 12 ) . آج ، لب * ( فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ . ) *