الشيخ أبو الفتوح الرازي

58

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

فزعى نبود شما را از قلَّت خود و كثرت دشمن . * ( وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّه ) * ، « ما » نفى است ، و نصرت نيست إلَّا از جهت خداى عزيز حكيم ، تا از عدد و مدد فرشته نبينى چه از خداى بينى - جلّ جلاله ، كه او عزيز است و غالب و كس او را غالب نيست ، و حكيم است به حكمت و مصلحت ، نصرت كند گاه به حجّت و گاه به مدد فرشتگان و گاه به غلبه و ظفر . * ( لِيَقْطَعَ طَرَفاً ) * ، « لام » متعلَّق است بقوله تعالى : * ( وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّه بِبَدْرٍ ) * ، و خداى تعالى شما را به بدر نصرت كرد تا ببرّد طرفى از كافران ( 1 ) كه دشمنان شمااند ، يعنى گروهى را هلاك كند از ايشان ، و اين « قطع » عبارت است از هلاك ، نظيره قوله : فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا ( 2 ) . سدّي گفت : معنى آن است تا ركنى از اركان شرك بيران كند ( 3 ) به قتل و أسرتا روز بدر چهل كس را از معروفان مشركان بكشتند ، و چهل را اسير گرفتند . * ( أَوْ يَكْبِتَهُمْ ) * ، يا به روى درآرد ايشان را ، و اين عبارت باشد از مذلَّت و قهر و غلبه بر ايشان . كلبى گفت : مراد از « كبت » هزم است ، تا ايشان را منهزم كند . پس قطع قتل باشد ، و كبت ، أسر - چنان كه رفت . مؤرّج گفت : أى يحزنهم ، تا ايشان را محزون و دژم كند . نضر بن شميل گفت : يغيظهم ، به خشم آرد ايشان را . مبرّد گفت : ظفر دهد بر ايشان ، سدّي گفت : لعنت كند بر ايشان . ابو عبيده گفت : هلاك كند ايشان را ، بعضى اهل لغت گفتند : اصل يكبتهم يكبدهم ، و « تا » مبدّل است از « دال » لقرب مخرجيهما ( 4 ) ، و به معنى آن كه : يصيبهم في اكبادهم ، تا جگر ايشان را برنجاند به حزن و عداوت و خشم و بسوزاند ، و عرب دشمن را وصف كند به سواد الكبد ، كما قال الأعشى : فما احشمت من اتيان قوم هم الاعداء و الاكباد سود همانا آن خواست كه جگر به عداوت ( 5 ) سوخته شود سياه گردد ، و « دال » ( 6 )

--> ( 1 ) . مب ، مر را . ( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 45 . ( 3 ) . مب ، مر : ويران كند . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مخرجها . ( 5 ) . اساس : عداو ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر متقارب .