الشيخ أبو الفتوح الرازي

59

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و « تا » متعاقب باشند ، يقال : هرد الثّوب و هرته اذا خرّقه * ( فَيَنْقَلِبُوا خائِبِينَ ) * ، برگردند نوميد از آنچه اميد داشته باشند از ظفر و فتح و فوز به غنيمت و مانند اين . * ( لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ ) * - الآية . در سبب نزول آيت خلاف كردند . عبد اللَّه مسعود گفت : سبب آن بود كه رسول - عليه السّلام - [ خواست ] ( 1 ) تا دعا كند بر آنان كه روز احد به هزيمت بشدند از جملهء اصحاب او - و آن بيشتر صحابه بودند - خداى تعالى گفت : من توبهء ايشان پذرفتم ( 2 ) ، كار ايشان به تو نيست به من است ، تا توبهء ايشان قبول كنم يا عذاب كنم ايشان را كه ظلم كردند . عكرمه و مقسم گفتند : مردى از هذيل نام او عبد اللَّه بن قميئه روز احد روى رسول - عليه السّلام ( 3 ) - خون آلود كرد . رسول - عليه السّلام - بر او دعا كرد ، خداى تعالى تيسى را بر او مسلَّط كرد تا او را به سرو ( 4 ) بكشت ، و ( 5 ) عتبهء ابو وقّاص ( 6 ) سنگى بر سر رسول زد و سنگى ديگر بزد و ( 7 ) دندان رسول بشكست ، و رسول بر او دعا كرد ، گفت : بار خدايا ! سال بر مگردان بر او تا بميرد كافر . سال برنگشت كه او بر كفر بمرد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . ربيع و كلبى گفتند : رسول - عليه السّلام - همّت كرد ( 8 ) كه بر كافران دعا كند روز احد ، خداى تعالى گفت : توقّف كن ، و آيت فرستاد براى آن كه دانست كه از ايشان باشند جماعتى كه ايمان آرند . انس مالك روايت كند كه : روز احد رسول را - عليه السّلام - شجّه بر سر آمد بر ابروش و سنگى بر رويش آمد و دندانش شكسته شد . رسول - عليه السّلام - با كناره شد و آبى بخواست و روى مىشست و مىگفت : كيف يفلح قوم خضّبوا وجه نبيّهم بالدّم ، چگونه فلاح يابند گروهى كه روى پيغمبرشان به خون برجند ( 9 ) ، و او ايشان را

--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : پذيرفتم . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق را . ( 4 ) . مب ، مر : به شاخ . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر گويند . ( 6 ) . مب ، مر : عتبة بن ابى وقّاص . ( 7 ) . مب ، مر : زد و دو ، فق : بر دو . ( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كردى . ( 9 ) . كذا : در اساس ، وز ، دب ، لب ، آج ، بركشند ، مب ، مر : پيغمبر خود را خون آلود كنند .