الشيخ أبو الفتوح الرازي
52
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
ثواب شاكران بود . * ( إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ ) * ، ياد كن اى محمّد چون مىگفتى مؤمنان را : * ( أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ ) * ، كفايت نيست شما را كه خداى مدد مىكند شما را به سه هزار فرشته ؟ ( 1 ) مفسّران خلاف كردند كه اين كه بود و چگونه بود ( 2 ) . قتاده گفت : روز بدر بود ( 3 ) ، خداى تعالى مسلمانان را مدد فرستاد ( 4 ) به هزار فرشته نخست بار ، حيث قال : فَاسْتَجابَ لَكُمْ ( 5 ) أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ ( 6 ) ، آنگه ايشان را ( 7 ) سه هزار كرد حيث قال : * ( بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ ) * ، آنگه ايشان را پنج هزار كرد ، حيث قال : * ( بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ ) * ، و پنج هزار مشروط بود و ( 8 ) به صبر و تقوى ، مؤمنان صبر و تقوى به جاى آوردند ، خداى تعالى اين مدد پنج هزار بفرستاد ، اين قول قتاده است . حسن بصرى گفت : اين پنج هزار هميشه يار مؤمنانند تا به روز قيامت . عبد اللَّه عبّاس و مجاهد گفتند : فرشتگان كارزار نكردند بر زمين الَّا روز بدر ، در دگر كارزارها حاضر آمدند و قتال نكردند ، انّما ( 9 ) عدد و مدد بودند . عمير بن اسحق گويد : روز احد چون مردم بهزيمت برفتند ، سعد بن مالك ( 10 ) پيش رفته بود و تير مىانداخت تا تير برسيد ( 11 ) . برنايى ( 12 ) از كنارى برآمد ( 13 ) و تيرها جمع [ مى ] ( 14 ) كرد و پيش او مىانداخت و مىگفت : إرم يا أبا اسحاق ، إرم أبا ( 15 ) اسحاق اى بو اسحاق ( 16 ) بينداز . چون كارزار تمام شد ما پرسيديم از او ( 17 ) ، كس او را نشناخت ،
--> ( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كه خداى تعالى مسلمانان را مدد مىفرستاد به هزار فرشته نخست بار . ( 2 ) . آج ، لب ، فق : خلاف كردهاند كه از اين چگونه بود و كه بود ، مب ، مر : خلاف كردند كه اين چگونه بود . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر كه . ( 4 ) . آج ، لب ، فق : خداى تعالى گفت مسلمانان را مدد مىفرستم . ( 6 - 5 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 9 . ( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر به . ( 8 ) . كذا : در اساس و وز ، ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 9 ) . مب ، مر : ليكن . ( 10 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 3 / 176 ) : سعيد بن مالك . ( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : تا تير تمام شد ، وز در حاشيه با خطَّى ديگر افزوده : يعنى آخر شد و ديگر نماند . ( 12 ) . مب ، مر : جوانى . ( 13 ) . مب ، مر : درآمد . ( 14 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 15 ) . آج ، لب : يا ابا اسحق ، مر : يا با اسحق . ( 16 ) . آج ، لب ، فق ، مب : يا ابا اسحق . ( 17 ) . مب ، مر : از حال آن جوان هيچ .