الشيخ أبو الفتوح الرازي
53
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بدانستيم كه ( 1 ) فرشته بود . شعبي گفت : روز بدر كرز بن جابر النّجارىّ خواست تا با لشكرى به مدد مشركان آيد . رسول - عليه السّلام - بشنيد ، سخت آمد او را . خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ ) * ، كفايت نباشد شما را كه اگر او بيايد به مدد مشركان ، من شما را مدد فرستم از فرشتگان به سه هزار فرشته . او نيامد ، و خداى تعالى آن مدد نفرستاد . و انّما همان ( 2 ) بود كه اوّل هزار ( 3 ) فرستاده بود . و بعضى دگر ( 4 ) مفسّران گفتند ( 5 ) : خداى تعالى وعده داد كه اگر صبر كنند و از محارم اجتناب كنند ، خداى تعالى مدد فرستد ايشان را در دگر كارزارها به فرشتگان ، نكردند و خداى تعالى نفرستاد ، و اگر فرستاده بودى در احد آن وهن ( 6 ) نيفتادى . در احزاب شرط به جاى آوردند ، خداى تعالى مدد فرستاد ، چنان كه گفت : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّه عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَجُنُوداً لَمْ تَرَوْها ( 7 ) . . . ، يعنى الملائكة ، براى آن كه آن لشكر كه ما از ( 8 ) ايشان را نبينيم كه مدد مسلمانان كنند جز فرشتگان نباشند . و عبد اللَّه بن أبي أوفى گفت : نيز در حصار بنى قريظه ما را مدد فرشتگان فرستادند ، و آن چنان بود كه ما چند روز حصار مىداديم ( 9 ) گشاده نشد ، برگشتيم تا برويم و رسول - عليه السّلام - پاره اى غسل ( 10 ) بخواست و بر سر نهاد و سر مىشست ، جبرئيل آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! سلاح بنهادى و بازگشتى ، و فرشتگان سلاح ننهادند هنوز ؟ رسول - عليه السّلام - خرقه ( 11 ) بخواست و در سر بست و آن غسل ( 12 ) بر سر نهاده ( 13 ) و سر ناشسته سلاح در پوشيد و منادى ندا كرد ، و لشكر سلاح بر گرفتند و رفتند
--> ( 1 ) . مب ، مر او . ( 2 ) . اساس ، وز ، آج ، لب ، فق : هم آن ، مب ، مر : همچنان . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر فرشته . ( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ديگر از . ( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گويند . ( 6 ) . مب ، مر : آن هزيمت و سستى . ( 7 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 9 . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 9 ) . مب : چند روز بر در حصار جنگ مىانداختيم ، مر : چند روز بر در حصار جنگ مىكرديم . ( 12 - 10 ) . آج : گل . ( 11 ) . وز : خرقه اى . ( 13 ) . آج ، لب ، فق ، مر : نهاد .