الشيخ أبو الفتوح الرازي
399
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
چنان كرد كه به ايشان ننگرد و بر ايشان رحمت نكند . امّا معنى آن خبر كه روايت كردند : ان الله تعالى لا ينظر الى صوركم و لا الى اعمالكم و لكن ينظر الى قلوبكم ، خداى تعالى به صورتهاى شما ننگرد ، و به اعمال شما ننگرد ، و لكن به دلهاى شما نگرد معنى آن باشد كه : اعتناى او به شأن صور و اعمال نباشد كه ظاهر است و همه كس بيند و بداند ، انّما اعتناى او به شأن دلها باشد كه اعتبار به آن است ، براى آن كه ايمان كه عمل بر او موقوف است و نيّت كه عمل به او درست باشد به دل تعلَّق دارد ، چنان كه يكى از ما گويد : من در فلان كار نمىنگرم ، در فلان چيز مىنگرم ، يعنى معتبر آن است بنزديك من . ابو امامه گفت از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت ( 1 ) : هر كه او مال مردى مسلمان برد ( 2 ) به سوگند ، خداى تعالى او را دوزخ بواجب كند و بهشت بر او حرام كند . گفتند : اى رسول اللَّه ! و اگر چه چيزى اندك باشد ؟ گفت : و اگر چه شاخى از شاخهاى درخت اراك باشد . جابر عبد اللَّه انصارى روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه گفت : عظيمتر كبيره شرك به خداى باشد و عقوق مادر و پدر و سوگند به دروغ ، كه ( 3 ) به آن خداى كه جان من به امر اوست كه هيچ كس نباشد كه او سوگند خورد بر چيزى ، و اگر همه چند پر سراشكى ( 4 ) باشد ، و الَّا علامتى از آن بر دل او بماند تا روز قيامت . ابو هريره روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه گفت : سه كس آن باشند كه خداى تعالى به ايشان سخن نگويد ، و بديشان ننگرد ، و ايشان را تزكيه نكند ، و ايشان را عذابى بود سخت : مردى كه او را آبى باشد فضله آنچه او را به كار آيد ( 5 ) از مردمان رهگذرى باز دارد . و مردى كه بر كسى بيعتى كند و براى دنيا كند اگر مراد خود را او بيابد وفا كند و اگر نيابد وفا نكند به آن . و مردى كه متاعى دارد مشترى آيد تا بخرد و گويد : به چند خواستند ، او سوگند خورد كه به چندين ( 6 ) خواستند ، و دروغ گويد ، آن مرد او را باور دارد و آن بها بدهد .
--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كه گفت . ( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ببرد . ( 3 ) . كذا : در مج : ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 4 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : سراسكى ( بدون نقطه ) . ( 5 ) . وز ، دب : بايد ، آج ، لب ، فق ، مب : نايد ، مر : نيايد . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق : به چندى ، مب : به چند .