الشيخ أبو الفتوح الرازي

300

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

الَّذي لم يخرجني من الدّنيا حتّى أراني فيك ما أرى زكريّا في مريم ، كلَّما دخل عليها زكريّا المحراب وجد عندها رزقا ، قال يا مريم انّى لك هذا قالت هو من عند اللَّه انّ اللَّه يرزق من يشاء به غير حساب ، اسپاس ( 1 ) خداى را كه مرا از دنيا بنبرد تا با من نمود در اهل البيت من آنچه با ( 2 ) زكريّا نمود در مريم ، كه هر گه ( 3 ) در پيش او شدى بنزديك او روزى يافتى . گفتى : از كجا آمد اين تو را ؟ گفتى : از نزديك خداى ( 4 ) كه ( 5 ) خداى روزى دهد آن را كه خواهد بى حساب . آنگه رسول - عليه السلام كس فرستاد و على را و حسن و حسين را بخواند ( 6 ) و جمله زنان خود را و خويشان را تا از آن طعام بخوردند و سير شدند ، و همسايگان [ را ] ( 7 ) ، از آن جا ( 8 ) بخوردند و سير شدند ( 9 ) ، پنداشتى كه على حاله و هيئته مانده است از آن بركت كه خداى تعالى در آن نهاده بود . * ( هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّه ) * ، مفسران گفتند : چون زكريّا چنان ديد كه خداى تعالى روزى به مريم مىرساند و او را در تابستان ميوه زمستانى مىدهد ، و در زمستان ميوه تابستان مىدهد ، رغبت كرد كه خداى تعالى او را نيز فرزندى دهد ، و اگر چه او پير بود و اهل او عاقر ( 10 ) شده بود از ولادت برخاسته و از آن سن در گذشته ، دانست كه بر خداى آسان باشد ، در دعاى و تضرّع گرفت و گفت : * ( رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ) * ، بده مرا از نزديك تو ( 11 ) نسلى و فرزندانى پاكيزه ، كه تو شنوده ( 12 ) دعايى . قوله : * ( هُنالِكَ ) * ، اى عند ذلك ، و « هنا » اشارت به غايب باشد ، چنان كه « هذا » اشارت به حاضر باشد . و « كاف » خطاب راست . مفضّل بن سلمه گفت ( 13 ) : « هنالك » بيشتر در زمان استعمال كنند ، و « هناك »

--> ( 1 ) . همه نسخه بدلها بجز وز : اى سپاس . ( 2 ) . اساس : در ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . وز ، مر كه . ( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر تعالى . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب مرا از دنيا نبرد تا با من نمود كه . ( 6 ) . آج ، لب : بخواندند . ( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز افزوده شد . ( 8 ) . آج ، لب ، فق : بفرستادند فاطمه زهرا - عليها السلام گفت : چون اين از آن جا . ( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و همسايگان از آن جا بخوردند و خرج كردند . ( 10 ) . دب : عاجز . ( 11 ) . همه نسخه بدلها بجز وز : خود . ( 12 ) . مب ، مر : شنونده . ( 13 ) . مب كه .