الشيخ أبو الفتوح الرازي

108

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

خداوند آن صدقه بنزديك ( 1 ) ترازو ( 2 ) آيد و حساب او بر آرند ( 3 ) و كفّه حسنات او از طاعت سبك باشد ، آن مرد فرو ماند . حق تعالى آن صدقه او بيارد ( 4 ) و در كفّه حسناتش نهد ، كفّه گران بار شود و بر كفّه سيئات بچربد ( 5 ) ، بنده گويد : بار خدايا ! اين طاعت گران چيست كه من خويشتن را نمىدانم طاعتى چنين ( 6 ) ! حق تعالى گويد : اين آن نيم خرماست كه تو فلان روز براى من به صدقه دادى ( 7 ) ، من اين را براى تو مىپروردم ( 8 ) تا به وقت درماندگى تو را فريادرس باشد ( 9 ) . * ( وَاللَّه لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ ) * ، و خداى تعالى دوست ندارد هيچ كافرى را به تحريم ربا كه مستحل ربا بود . اثيم ، اى مأثوم ، بزهكارى كه مستعمل آن بود [ پس ] ( 10 ) به استحلال ، كافر شود ، [ و ] ( 11 ) به استعمال ، مأثوم ( 12 ) . * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * ، قديم تعالى ( 13 ) چون ذكر آنان كرد كه ايشان ربا دهند و ربا خورند و حلال دارند و ذكر عقوبت ايشان كرد ، در [ مطابقه آن و ] ( 14 ) مقابله آن ذكر مؤمنان كرد كه نماز به پاى دارند و زكات مال بدهند ، ايشان را مزد و ثواب بود بنزديك خداى تعالى ، و بر ايشان ترس و اندوه نبود [ تا آن خير باشد ايشان را ] ( 15 ) و از آن بليّت ايمن باشند ( 16 ) . * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) * ، عطا و عكرمه گفتند : آيت در عبّاس عبد المطَّلب آمد و عثمان عفان ، و آن چنان ( 17 ) بود كه

--> ( 1 ) . دب آن . ( 2 ) . تب : ترازوى . ( 3 ) . تب : بدارند . ( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بياورد . ( 5 ) . تب : بچسبد . ( 6 ) . اساس كه كلمه زير وصالى رفته و مخدوش است : را چنين نمىدانم ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . همه نسخه بدلها : بدادى . ( 8 ) . همه نسخه بدلها بجز تب ، دب ، مر : مىپرورانيدم . ( 9 ) . اساس كه نو نويس است : تو را به فرياد رسد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 15 - 14 - 11 - 10 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 12 ) . تب گردد قوله تعالى . ( 13 ) . اساس كه نو نويس است : حق تعالى ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 16 ) . تب قوله تعالى . ( 17 ) . همه نسخه بدلها : آن .