الشيخ أبو الفتوح الرازي

65

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

شود ، اين چيست ؟ حق تعالى اين آيت فرستاد و گفت : يا محمّد ! تو را مىپرسند از هلال . و « أهلَّه » جمع هلال بود ، ككساء و أكسيه و رداء و ارديه . و « هلال » ، فعال است به معنى مفعول ، كالحساب و الكتاب ، و اصل او از إهلال بود و آن رفع صوت باشد ، يعنى عند آن كه او پديد آيد مردم آواز بردارند [ 235 - ر ] به تسبيح و تهليل ، يقال : اهلّ الهلال و استهلّ ، ماه نو شد ، و حقيقت اين است كه عند طلوع او مردم آواز بردارند . و إهلال الصّبىّ ، آواز كودك بود عند الولادة . و إهلال آواز محرم بود به لبّيك در حجّ و عمره ، قال الشّاعر : يهلّ بالفرقد ركبانها كما يهلّ الرّاكب المعتمر و ماه را در شب اوّل و دوم ( 1 ) هلال خوانند ، و بهرى دگر گفتند : تا سه شب ، و اصمعى گفت : تا آنگه كه طوق دارد . بهرى دگر گفتند : تا هفت شب ( 2 ) . از آن پس « قمر خوانند او را ، و چون تمام شود به شب چهاردهم يا سيزدهم آن را بدر خوانند ، و دايرهء او را هاله خوانند ، و ماهتاب او را فخت خوانند ، و سايه او را سمر خوانند ، و حديث شب را از اين جا سمر خوانند كه ايشان به شب به روشناى ماه ( 4 ) بنشينند و سمر گويند . و زبرقان نامى است از نامهاى قمر . * ( قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ ) * ، تو جواب ده اى محمّد و بگو كه : آن مواقيت است كه جمع ميقات باشد و آن زمانى ( 5 ) محدود ( 6 ) مضروب بود ( 7 ) براى مردمان تا به آن اوقات عبادات بدانند ( 8 ) از حجّ و عمره و روزه و افطار و محلّ ديون ، و عدّه زنان ، و مشاهره مزدوران ، و مدّت حيض حايض ، و مدّت حمل ايشان ( 9 ) و جز اين از آن كه تعلَّق به سال و ماه دارد ، به خلاف حال آفتاب كه بر يك حال است و زيادت و نقصان در او نمىآيد . [ قوله تعالى ] : * ( وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها ) * ، مفسّران گفتند : در جاهليّت مرد چون احرام گرفتى به حجّ يا به عمره ، از در سراى و خانه و خيمه

--> ( 1 ) . مب : دويم . ( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مر را . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر : پس القمر ، مب : و بعد از آن . ( 4 ) . مب : ماهتاب . ( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : زمان . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها للنّاس . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : عبادت كنند . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : آبستنان .