الشيخ أبو الفتوح الرازي
56
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
الخيط الابيض وقت الصّبح منصدع و الخيط الأسود جوز ( 1 ) اللَّيل مركوم و براى آن تشبيه كرد ايشان را به رسن كه ممتدّ و كشيده شوند چون رسن ، قال ابو دؤاد ( 2 ) فى الصّبح : فلمّا أضاءت لنا سدفة ( 3 ) [ و لا ] ( 4 ) من الصّبح خيط أنارا و در تفسير از رسول - عليه السّلام - نصّ آمد ، عدىّ بن حاتم گويد : رسول - عليه السّلام - مرا نماز و روزه بياموخت و در باب روزه گفت : چون آفتاب فرو شود روزه بگشاى ، و آنگاه مباح است تو را طعام و شراب خوردن تا آنگه كه رسن سپيد از رسن سياه پيدا شود تو را ، گفت : من در شب برخاستم و دو رسن پيش خود بنهادم و در او مىنگريدم ، بر من مشتبه بود ، گاهى پيدا شدى و گاهى ملتبس ، بيامدم و رسول را - عليه السّلام - خبر دادم ، بخنديد و مرا گفت : يابن حاتم ! [ نمى ] ( 5 ) دانى كه مراد بياض صبح است از سواد شب . سهل بن سعد ( 6 ) گفت : در آيت * ( مِنَ الْفَجْرِ ) * نبود ، به اوّل صحابه رسول بيشتر به شب دو رسن پيش خود بنهادندى و اعتبار مىكردندى ، خداى تعالى براى بيان بفرستاد : * ( مِنَ الْفَجْرِ ) * . « من » اوّل شايد كه ابتداى [ غايت ] ( 7 ) بود ، و شايد كه تبيين را بود ( 8 ) ، امّا دوم جز تبيين را نشايد . و « فجر » انشقاق عمود صبح باشند و ابتداى روشناى او ، من قولك : انفجر الماء إذا انبعث و جرى ، چنان كه آب از زمين بر آيد و آنگاه برود و پراگنده شود و همچنين سپيد و روشن باشد [ و پيدا شود ] ( 9 ) از تيرگى خاك ، براى اين صبح را « فجر » خوانند . بدان كه صبح دو است : يكى كاذب و يكى صادق . صبح اوّل را كاذب گويند ،
--> ( 1 ) . مج : جون ، وز : جوسن : مر : جوف ، لسان ( 7 / 299 ) : كون . ( 2 ) . مج ، وز : ابو داود . ( 3 ) . اساس و همهء نسخه بدلها بجز آج : عدوة ، با توجّه به صورت تصحيح شده كلمه در آج ، و منابع شعر و لغت تصحيح شد . ( 7 - 5 - 4 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سهل بن سعيد ، مج در زير كلمه افزوده . يعنى ساعدى . ( 8 ) . ظاهرا تبيين در « من » اوّل بى مورد است . ( 9 ) . اساس : افتادگى دارد ، مج ، وز ، دب : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .