الشيخ أبو الفتوح الرازي
57
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و آن روشنايى بود مستطيل بر درازنا ماننده ( 1 ) دنبال گرگ ، پس از آن تاريك ( 2 ) شود ، آن را حكمى نيست در شرع ، عند آن [ 233 - ر ] نماز فريضه نشايد كردن و طعام و شراب خوردن حرام نشود ، و براى آنش كاذب خوانند كه خويشتن مثلا به صورت چيزى نمايد كه آن را حكمى باشد و بر حقيقت حكمش نبود ، پس پندارى در آنچه مىنمايد دروغ مىگويد . و دوم ( 3 ) صبح صادق باشد ، و آن روشناى ( 4 ) مستطير بود ، چون بر آيد پراگنده شود ، آن را در شرع حكم اين باشد كه عند آن نماز بامداد واجب شود ، و روزه دار را تناول چيزى كردن كه روزه تباه كند حرام شود . سمرة بن جندب روايت كند كه رسول - عليه السّلام - گفت : لا يمنعكم من السّحور أذان بلال و لا الصّبح المستطيل و لكنّ الصّبح المستطير ، گفت : نبايد كه بانگ نماز بلال شما را منع كند از سحور خوردن ، و نه اين صبح به ( 5 ) درازنا ، و لكن مانع اين صبح مستطير پراگنده بود ، و در خبر دليل است بر آن كه بانگ نماز بامداد پيش ، از وقت فريضه شايد كردن - تنبيها على صلاة اللَّيل . آنگه بيان وقت افطار كرد ، گفت : * ( ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ ) * ، پس روزه تمام بدارى تا به شب . و « الى » در برابر « من » انتهاى غايت را باشد ، كأنّه قال : من طلوع الفجر الى غروب الشّمس ، از آنگاه كه صبح صادق بر آيد تا آنگاه كه آفتاب فرو شود . عبد اللَّه بن أوفى ( 6 ) گفت : با رسول - عليه السّلام - بودم در بعضى سفرها ، و رسول - عليه السّلام - روزه داشت . چون آفتاب فرو شد ، مرا گفت : اجدح لي ، براى من پاره اى پشتتر كن . من گفتم : يا رسول اللَّه ! لو امسيت ، اگر صبر كنى ( 7 ) تا شب در آيد . رسول ( 8 ) دگر باره گفت : اجدح لى . من گفتم : يا رسول اللَّه انّ علينا نهارا ، هنوز روز است . رسول - عليه السّلام - سيوم بار باز گفت . من آنچه فرمود بكردم . مرا گفت :
--> ( 1 ) . دب : مانند . ( 2 ) . اساس به صورت « باريك » هم خوانده مىشود . ( 3 ) . مب : دويم . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : روشنايى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بر . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : عبد اللَّه بن ابى اوفى . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : توقّف كنى . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها عليه السّلام .