الشيخ أبو الفتوح الرازي

342

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

براى آن كه چنان كه صدقه مستحبّ و مندوب است ، قرض همچنين است ، كه قرض فاضلتر ، لقوله - عليه السّلام : رأيت مكتوبا على باب الجنة ، بر در بهشت ديدم نوشته : الصدقة بعشرة ( 1 ) و القرض بثمانية ( 2 ) عشر ، گفت : صدقه يكى به ده است ، و قرض يكى به هژده ( 3 ) . گفتم : يا اخي ( 4 ) جبريل ، چرا چنين آمد ؟ و آن كه صدقه دهد ، نه براى آن دهد تا باز ( 5 ) خواهد ، و آن كه قرض دهد بر ( 6 ) آن دهد تا باز خواهد . گفت : بلى چنين است ، و لكن نه هر كه صدقه خواهد از سر حاجت خواهد ، و آن كه قرض خواهد الَّا از سر حاجت نخواهد . بس صدقه باشد . كه نه به مستحقّ رسد ، و قرض الَّا به مستحقّ محتاج نرسد . از اين سبب ( 7 ) قرض از صدقه فاضلتر آمد . و نيز شايد تا ( 8 ) قرض محمول بود بر صدقه ، و براى آن قرض خواند آن را كه آن را ( 9 ) جزاى خواهد بودن چون قضاء دين . يحيى بن معاذ گفت : عجبت لمن يبقى له مال و ربّ العرش يستقرضه ، عجب دارم از آن كس كه او را مالى باشد در دست و رها كند ، و خداى عرش از او قرض مىخواهد . يكى را از اهل اشارت پرسيدند كه : چرا خداى تعالى با استغنايش از ما محتاجان قرض خواست ؟ گفت : تا باز نمايد كه دوستى ثابت هست از ميان ما ؟ براى آن كه قرض از دوستان خواهند . و ابو سلمه روايت كند از ابو هريره از رسول - عليه السّلام - كه گفت : هر كه ( 10 ) چيزى به قرض به برادر مسلمان دهد ، خداى تعالى به هر درمى به وزن كوه احد و ثبير و ( 11 ) طور سينا حسنات بنويسد او را [ 325 - ر ] .

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز دب : بعشر . ( 2 ) . ضبط اساس : « بثمنية » ، مج ، وز ، آج ، لب ، فق : بثمينة . ( 3 ) . دب : هجده ، مب : هيجده ، مر : هيژده . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 5 ) . آج ، لب ، فق : كه تابان . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : براى . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : از اين كار . ( 8 ) . آج ، لب ، فق : كه . ( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كه بر آن . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها او . ( 11 ) . دب : و بيشتر از كوه ، آج : و بو قبيس و ، لب ، فق ، مب ، مر : و بيش و .