الشيخ أبو الفتوح الرازي
15
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
آن است كه هر كس كه در سفر روزه بگشايد ، در حضر قضا بر او واجب بود تا موجب قضاى او افطار باشد ( 1 ) نه سفر ، گوييم : اين عدول باشد از ظاهر بى دليلى ، و حمل قرآن باشد بر مذهب و بر عكس اين بايد كردن ، مذهب را بر قرآن [ 222 - پ ] حمل بايد كردن ، نه قرآن را بر مذهب . و اصل « سفر » كشف بود ، يقال : سفرت المرأة اذا القت قناعها عن وجهها فهى سافرة ، و اسفر الصّبح اذا اضاء ( 2 ) ، و منه قوله تعالى : وُجُوه يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ( 3 ) ، و سفرت الرّيح السّحاب اذا كشفته ( 4 ) ، قال العجّاج : سفر الشّمال الزّبرج المزبرجا اى السّحاب الرّقيق . و « سفر » را براى آن گويند كه عيب و هنر مرد پيدا كند ، و سفره طعام مسافر بود و بر مجاز آن پوستينه را سفره خوانند كه طعام در او نهند . و جاروب را « مسفره » گويند براى آن كه آن جا كه بروبد ( 5 ) كشف كند . و « سفير » آن باشد كه سعى كند از ميان دو كس به صلاح براى آن كه استكشاف حال ايشان كند . و « سفر » « آن باشد كه برگ جمله از درخت فرو روبد ( 7 ) . و » سفر « كتاب باشد براى آن كه در آن جا كشف علوم باشد . و » سفره « كتبه باشد جمع سافر ، اى ذو سفر ، كلابن و تامر . و شرط مسافر تا روزه بگشايد آن است كه سفر او طاعت بود يا مباح ، و معصيت نبود ، و صيد ( 8 ) لهو و بطر نباشد . و اگر سفر او تجارت بود براى زيادت مال نمازش تمام بايد كردن و روزه نبايد ( 9 ) گشادن . و سفر هشت فرسنگ باشد يا بالاى آن ، و اگر چهار فرسنگ باشد و هم در روز باز نگردد ( 10 ) او مخيّر است از ميان روزه و افطار ، و اگر هم در ( 11 ) روز باز گردد افطار كند
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بوده باشد . ( 2 ) . لب ، فق ، مب ، مر : اضاءة . ( 3 ) . سورهء عبس ( 80 ) آيهء 38 همهء نسخه بدلها ضاحكة مستبشرة . ( 4 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 2 / 54 ) : كشفه . ( 5 ) . مج ، وز : رويد ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : فرو ريزد . ( 6 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ( در لغت مناسب با اين معنى « سفير » است ) . ( 7 ) . مج ، وز ، دب ، لب ، فق ، مب : برويد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : بيايد . ( 10 ) . مج ، وز ، دب : باز گردد . ( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : در همان روز .