الشيخ أبو الفتوح الرازي

310

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

يعنى سير و پياز ، و نضر شميل ( 1 ) اين بيت بياورد به استشهاد از اميّة بن الصّلت : كانت منازلهم اذ ذاك ظاهرة فيها الفراديس و الفومان و البصل و عرب از ميان « ثا » و « فا » معاقبت كنند ، صمغ عرفط را مغافير و مغاثير گويند ، و گور را جدف و جدث گويند ، و در مصحف عبد اللَّه مسعود « و ثومها » است به « ثا » . * ( وَعَدَسِها ) * ، و مرجوم ( 2 ) . روايت است از علىّ بن موسى - عليهما السّلام - از پدرانش از امير المؤمنين - عليه السّلام - از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله كه گفت : عليكم بالعدس فانّه مبارك مقدّس و انّه يرقّق القلب و يكثر الدّمعة و انّه بارك فيه سبعون نبيّا [ 92 - پ ] آخرهم عيسى بن مريم ، گفت : بر شما باد كه مرجو بسيار خورى كه آن مبارك است و مقدّس و پاكيزه است ، دل را تنك كند ( 3 ) و آب چشم را بسيار كند ، و هفتاد پيغامبر بر او دعا كرده‌اند به بركت ، آخرشان عيسى بن مريم . * ( وَبَصَلِها ) * ، و پياز ، و « ها » در جملهء اين چيزها كنايت است از زمين كه زمين مؤنّث است و تأنيث او به سماع دانند . موسى - عليه السّلام - ايشان را گفت عند آن : ا تستبدلون الَّذي هو ادنى بالَّذي هو خير ، گفت : بدل مىكنى آنچه كمتر و خسيستر است به آنچه بهتر است ؟ ادنى من الدّناءة و الخساسة ، و در شاذّ به همز ( 4 ) خوانده‌اند . و بعضى نحويان گفتند : مراد ادون است و لكن قلب كردند - چنان كه در عثا و عاث گفتيم - دونتر فروتر ، يعنى آنچه بهتر است از طعام رها مىكنى و بتر اختيار مىكنى ؟ و روا بود كه راجع بود به اختيار خدا ، و اختيار ايشان براى خود . * ( اهْبِطُوا مِصْراً ) * ، هبوط ، به زمين نشيب فرو شدن باشد ، و نقيض او صعود بود . و مراد به مصر ، شهرى از شهرهاست براى تنكير و دخول تنوين در او . و اگر مصر معيّن خواستى ، تنوين در او نبردى كه او از باب لا ينصرف است ، چنان كه گفت : ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّه آمِنِينَ ( 5 ) ، و اين قول قتاده است .

--> ( 1 ) . مج ، آج ، لب ، دب ، مر : نضر بن شميل . ( 2 ) . وز در حاشيه افزوده : تفسير عدس است ، لكن در زبان مرجومك مىكنيد ( ؟ ) ، ظاهرا مىگويند صحيح باشد . ( 3 ) . مج ، فق ، وز ، مب ، مر : تنگ نكند . ( 4 ) . آج ، لب : همزه . ( 5 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 99 .