الشيخ أبو الفتوح الرازي
299
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
برايشان ( 1 ) بامداد و شبانگاه ، هر كس بيامدى به مقدار كفايت خود از او بر گرفتى ( 2 ) ، بيشتر نه . چون شب آدينه بودى ، دو روزه بباريدى براى آن كه حق تعالى ( 3 ) روز شنبه نفرستادى ( 4 ) ، و خداى تعالى با ايشان شرط كرده بود ( 5 ) به مقدار كفايت بردارند ، چه اگر اسراف كنند و بيش از اندازهء حاجت بردارند ، خداى تعالى منقطع كند از ايشان ، و اگر ذخيره نهند از ايشان بردارد ، شرط بكردند و وفا نكردند ، در گرفتن اسراف كردند و از او ذخيره ساختند . خداى تعالى آن نعمت از ايشان باز گرفت ، و آنچه ذخيره نهاده بودند تباه كرد . قوله : « و ظلَّلنا » ، حقيقت ظلّ ، عدم روشنايى آفتاب باشد از جايى با آن كه آفتاب طالع باشد ، و اظلال و تظليل ، سايه كردن باشد . و ظلّ فلان يفعل كذا ، به معنى أقام باشد ، براى آن كه تا مقيم باشد او را سايه بود ، و استظلّ بكذا ، آن باشد كه با زير سايه اى شود . و در ظلول ظلت و ظلت ( 6 ) لغت است ، و مكان ظليل و ظلّ ظليل دائم باشد . و عرب شب را ظلّ خوانند ، و نقيض اوضحّ ( 7 ) و شمس باشد . و عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ ( 8 ) . . . ، روز اهلاك قوم شعيب بود به ابرى كه بر آمد و سايه افگند بر ايشان . و « اظلّ » ، زير توته شتر باشد ، و « ظلّ » ، سايهء بامداد بود كه آفتاب بر او نيامده باشد ، و « فىء » ، سايهء نماز ديگر بود كه آفتاب بر جاى باشد آنگه از او فرو گردد ، و اشتقاق او من فاء اذا رجع باشد . و « غمام » ابر بود براى آن كه آسمان بپوشد ، و « غمّه » ، پوشش باشد ، و غمّ را براى آن گويند كه دل را باز پوشد ، و اغمّ ، مردى باشد كه موى بسيار دارد بر پيشانى و قفا و اصل باب پوشش باشد . * ( وَأَنْزَلْنا ) * ، انزال ، نقل باشد از جهت علو به جهت سفل . * ( الْمَنَّ وَالسَّلْوى ) * ، در او خلاف كردند :
--> ( 1 ) . مر تا . ( 2 ) . مر و . ( 3 ) . مر فرمان داد آن ابر را تا . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : نباريدى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها كه . ( 6 ) . آج : ظللت . ( 7 ) . مج ، وز : صبح . ( 8 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 189 .