الشيخ أبو الفتوح الرازي
300
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مجاهد گفت : صمغى بود چنان كه بر درختان بود ، و لكن شيرين بود . ضحّاك گفت : ترنجبين ( 1 ) بود . وهب ( 2 ) گفت : نان گرمه ( 3 ) بود . سدّي گفت : انگبين بود كه به شب بر درختان آمدى تا بامداد ايشان از آن بخوردندى . عكرمه گفت : چيزى بود مانند ربّى ( 4 ) سطبر ، بهرى ( 5 ) دگر گفتند : زنجبيل بود . زجّاج گفت : « منّ » ، هر چيزى بود كه خداى تعالى بفرستادن آن برايشان منّت نهاد ، چه ايشان را در آن رنجى نبود ، به شب بخفتندى ، بامداد كه برخاستندى از اين [ 89 - ر ] « منّ » بر درختان ايشان باريده بودى ، چنان كه برف بارد براى هر مردى صاعى . چون از آن مدّتى بخوردند ، گفتند : يا موسى ! ما را از اين شيرينى ( 6 ) دل بگرفت ، ما را گوشت آرزو مىكند ، حق تعالى فرمان داد تا « سلوى » برايشان بباريد . مفسّران خلاف كردند در « سلوى » : عبد اللَّه عبّاس گفت : مرغى بود سمانه را ماند . ابو العاليه و مقاتل گفتند : مرغى بود صرخ ( 7 ) ، يك شب بباريد از نماز شام تا بامداد بر عرض ميلى در عمق رمحى ، بعضى بر بعضى . عكرمه گفت : نام مرغى است كه به هند باشد از بنجشكى ( 8 ) مهتر بود . مؤرّج گفت : « سلوى » انگبين باشد به لغت كنانه ، و شاعر ايشان مىگويد : و قاسمها باللَّه حقّا لأنتم ألذّ من السّلوى اذا ما نشورها * ( كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ ) * ، در كلام محذوفى هست ، و آن اين است كه : و قلنا لهم ، و گفتيم ايشان را كه بخورى ، عرب قول بسيار اضمار كنند ( 9 ) ، و در قرآن اين را نظاير بسيار است ، منها قوله : فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ ( 10 ) . . . ، و المعنى يقال لهم اكفرتم ، و منها قوله : إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ، ادْخُلُوها ( 11 ) . . . ، و التّقدير
--> ( 1 ) . مج ، وز : ترنجمين . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : وهب بن منبّه . ( 3 ) . آج ، لب ، فق : گرم . ( 4 ) . آج ، لب ، فق : روبى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بعضى . ( 6 ) . مر : شربت . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : سرخ . ( 8 ) . آج : گنجشك . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : كند . ( 10 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 106 . ( 11 ) . سورهء حجر ( 15 ) آيهء 45 و 46 .