الشيخ أبو الفتوح الرازي
264
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بترسى از روزى ، و معنى آن است كه : بترسى از آفات و اهوال و حوادث روزى ، يعنى قيامت . و معنى آن كه : بپرهيزى از افعالى كه شما را در اهوال و شدايد آن روز افگند . آنگه كلام را ملخّص كرد و گفت : بپرهيزى از روزى * ( لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً ) * ، اين جمله در محلّ نصب است به آن كه صفت « يوم » است . * ( لا تَجْزِي ) * ، اى لا تغني و لا تكفي ، غنا نكند و به جاى او بنايستد ( 1 ) ، من قوله - عليه السلام : البقرة تجزي عن سبعة ، و لغت اهل حجاز « تجزى » باشد از بناى ثلاثى ، و لغت بني تميم « تجزى » باشد از اجزاء . و اخفش گفت ، معنى كلمت آن است كه : لا تقوم مقامها . و گروهى دگر گفتند : لا تجزي لا تقضي ( 2 ) . و اصل مجازات مكافات و مقابله بود ، و منه الجزاء ، و پاداشت را از اين جا جزاء گويند . و « فيه » ، در او مضمر است ، و تقدير چنين است كه : لا تجزي فيه نفس عن نفس شيئا ، اى حقّا ممّا وجب عليه ، حقّى كه بر او واجب باشد از عقاب و عوض [ 77 - پ ] و حساب و جز آن ، يعنى كه هر نفس ( 3 ) را به گناه خود گيرند ، و جزاى عمل او به ديگرى ندهند ، و مستحقّات او از اعواض و جز آن بر ديگرى نيفگنند ، چنان كه حق تعالى گفت : وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ( 4 ) . . . ، و قوله : لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه ( 5 ) ، آن روز حمايت نباشد ، و رشوت نپذيرند ، و فديه نستانند ، و آنچه بمانند اين باشد ، اين جمله داخل است تحت قوله : * ( لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً ) * . قوله : * ( وَلا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ ) * ، قبول اخذ چيزى باشد و تلقّى او ، « منها » راجع است با نفس ، يعنى قبول نكنند ( 6 ) از هيچ كس شفاعتى . مفسّران گفتند : مراد به آيت جهودانند كه ايشان گفتند : ما را باكى نيست كه پدران ما انبيا و اوصيااند ، ما را شفاعت كنند . حق تعالى باز نمود كه : شفاعت ايشان مقبول نخواهد بودن . و اين آيت دليل نكند بر قول معتزله در نفى شفاعت ، چه آيت
--> ( 1 ) . اساس : بنه ايستد / بنايستد . ( 2 ) . مب ، مر : لا يقضى . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : نفسى . ( 4 ) . سورهء فاطر ( 35 ) آيهء 18 . ( 5 ) . سورهء عبس ( 80 ) آيهء 37 . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : نكند .