الشيخ أبو الفتوح الرازي
255
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
آخر اجزاى علوم عقل بود ، و هر جزوى از اجزاى علوم عقل كه ذكر كرده شد خداى تعالى آن را براى نوعى از انواع تكليف عقلى آفريد كه بى آن قبيح بودى در حكمت او تكليف كردن به آن نوع . و استقصاء كلام در اين معنى در كتب اصول مشروح است ، و اطناب كردن در اين كتاب در اين باب از غرض مقصود خارج باشد . قوله : * ( وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ ) * ، امر است جمله مكلَّفان را به استعانت و طلب يارى كردن از خداى تعالى . و اين « سين » را « سين » طلب خوانند . و استعانت ، طلب يارى كردن باشد . و اعانت ، يارى دادن باشد . و معنى آن باشد كه : از خداى تعالى الطاف خواهى ( 1 ) كه شما را به طاعت نزديك كند و از معصيت باز دارد . خلاف كردند در آن كه خطاب با كيست . بيشتر مفسّران گفتند : خطاب با اهل كتاب است از جهودان و ترسايان ، چه آيات اوّل در حقّ ايشان است . چون ايشان را نهى كرد از آن كه به طمع رياست و حطام دنيا حق به باطل نپوشند و چيزى بگويند ( 2 ) و بر آن كار نكنند ، در اين آيت گفت : دست از آن بدارى و به نماز و روزه تمسّك كنى . بهرى ديگر گفتند : خطاب با صحابه رسول است ، چه ايشان خود نماز و روزهء شرع ما نشناختند ، چگونه گويد ايشان را كه استعانت كنى به آن هر دو ، و آن كه [ 74 - پ ] آيات مقدّم در حقّ ايشان باشد منع نكند كه اين آيت خطاب امّت رسول ما باشد - عليه السّلام - و گر ( 3 ) بر عموم حمل كنند اوليتر ( 4 ) . امّا « صبر » ، حبس نفس باشد بر آن كه نفس كاره بود آن را ، و از اين جاست حديث رسول - عليه السّلام - كه گفت در حقّ مردى كه مردى را به دستها گرفت « تا ديگرى او را بكشت : اقتلوا القاتل و اصبروا الصّابر ، گفت : قاتل را ببايد كشتن و آن را كه او را ( 6 ) بازداشت از آن كه دفع او كند از خود ، در زندان باز بايد داشتن تا بميرد .
--> ( 1 ) . خواهى / خواهيد . ( 2 ) . مج ، مر : نگويند . ( 3 ) . مج : دگر ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : و اگر . ( 4 ) . مر باشد . ( 5 ) . آج ، لب ، فق : به دست گرفت ، مب : كه دست مردى بگرفت ، مر : مردى را دست بگرفت . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و آن كه او را .