الشيخ أبو الفتوح الرازي
256
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
شرح اين است كه حابس را در زندان مخلَّد باز دارند تا بميرد . پس صبر را حبس خوانند و حابس را صابر . و آن كه نهى كرد - عليه السلام : عن قتل الرّجل صبرا ، آن باشد كه كسى را جايى باز دارند و آب و نان ندهند تا بميرد ، و نهى عن ذبح البهيمة صبرا ، نهى كرد از آن كه بهيمه را به صبر بكشند ، معنى آن است كه : نشايد كه گاو ( 1 ) و گوسفند و مانند آن يكى را مىكشند ( 2 ) و يكى در او ( 3 ) مىنگرد ( 4 ) . و ضدّ صبر جزع بود ، و شاعر گويد : فان تصبرا فالصّبر خير مغبّة و ان تجزعا فالامر ما تريان و « صبر » بر سه وجه بود : يكى صبر بر طاعت ، و يكى صبر از معصيت ، و يكى صبر بر مصيبت . و گفتهاند : مراد به صبر در آيت روزه است ، چه معنى صبر در روزه حاصل است . و قديم تعالى روزه را در قرآن صبر خواند ، في قوله : وَجَزاهُمْ بِما صَبَرُوا ( 5 ) . . . ، اى [ بما ] ( 6 ) صاموا . دگر آن كه : تا ملائم و مناسب باشد با نماز ، و اگر بر عموم حمل كنند تا جمله داخل باشد در آن اوليتر بود و فايده بيشتر . و در « صلات » ، دو قول گفتند : يكى دعا ، و ديگر نماز . و حمل بر نماز كردن اوليتر بود ، چه عرف شرع اين لفظ از اصل وضع ببرده است و محقّق كرده به اين افعال مخصوص . * ( وَإِنَّها ) * ، كنايت راجع است با نماز ، و اگر چه دو مذكور در ( 7 ) پيش رفته است از صبر و صلات ، براى دو وجه را : يكى آن كه موقع نماز بيشتر است از موقع صبر و او ركنى از اركان شرع است ، و وجه دوم آن كه : ردّ كنايت كرد الى اقرب المذكورين . مثال وجه اوّل ، قوله : وَإِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها ( 8 ) . . . ، ردّ كنايت با تجارت كرد ، چه بيشتر را مقصود آن بود ، و آن عمده و غرض بود ، و مثال وجه دوم قوله : وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّه . . . ، ردّت
--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق : گاف / گاو . ( 2 ) . مب : را بكشند . ( 3 ) . آج ، لب : در وى . ( 4 ) . نظر مفسّر در مورد تفسير قتل صبر نسبت به بهيمه ، با تفاسير اهل لغت مناسب نمىنمايد . ( 5 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 6 ) . آج ، لب ، مب ، مر : از . ( 7 ) . سورهء جمعه ( 62 ) آيهء 11 . ( 8 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 34 .