الشيخ أبو الفتوح الرازي
180
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
معنى حرمان ( 1 ) از زيادت الطاف كه در حقّ مؤمنان كند ، كه در حقّ كافران راست نيايد ، لمقامهم على كفرهم ، چنان كه گفت : وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّه يَجْعَلْ صَدْرَه ضَيِّقاً حَرَجاً . . . ( 2 ) ، دگر به معنى اذهاب از راه بهشت ، چنان كه در وجوه هدايت ، يكى هدايت به راه بهشت و ثواب است . و « افعل » را وجوهى باشد كه بر آن تفسير دهند ، يكى از آن به معنى حكم گويند : أفلس ( 3 ) القاضي فلانا اذا حكم بافلاسه ، قاضى فلان كس را مفلس بكرد ، معنى آن باشد كه حكم بكرد به افلاس او . دگر به معنى تسميت ( 4 ) ، چنان كه : اكفرته و افسقته ( 5 ) ، يعنى نامش نهادم و كافر و فاسقش خواندم ، چنان كه كميت گفت : فطايفة قد اكفروني بحبّكم و طايفة قالوا مسيء و مذنب دگر به معنى وجدان او بر آن صفت ، يقال : اضلّ فلان بعيره ، اى وجده ضالَّا . و ما دانيم كه هيچ كس شتر گم نكند ، و لكن از او گم شود ، چنان كه شاعر گويد : هبونى امرءا منكم اضلّ بعيره له ذمّة انّ الذّمام كبير نبينى كه در بيت دگر ( 6 ) گفت : و للصّاحب المتروك اعظم حرمة على صاحب من ان يضلّ بعير دگر به معنى ترك تعهّد و تخليت از ميان او و ميان آن فعل كه در وى باشد تا عند آن ضلال حاصل شود ، چنان كه گويند ( 7 ) . افسد زرعه إذا خلَّاه من السّقى و العمارة . و هر كسى كه زرّى مشكوك ( 8 ) دارد بر آتش نهد سياه شود ، گويند : افسد ذهبه ، و آن افساد نه او كرده باشد ، آن خود در زر بوده باشد ، و لكن به فعل او ظاهر شده باشد . اين جمله وجوه روا بود كه با خداى تعالى اضافت كنند . فامّا ، به معنى خلق ضلال در او يا منع او از ايمان يا دعوت به اضلال يا به طريق تلبيس ادلَّت ، اين بر خداى تعالى روا نباشد ، براى آن كه قبيح است ، و خداى
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجزها باشد . ( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 125 . ( 3 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، با توجّه به ضبط لغت و استعمال اهل لسان « فلَّس » صحيح است . ( 4 ) . مر آمده . ( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب : اقسمته . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجزها چه . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گويد . ( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مسكوك .