الشيخ أبو الفتوح الرازي
178
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مىخواهد ، چنان كه عرب گويد : مطرنا ما زبالة فالثّعلبيّة و هو من احسن النّاس ما قرنا فقدما ، اى ( 1 ) ما بين الموضعين و ما بين قرنه الى قدمه . و معنى آيت آن بود كه : خداى تعالى [ 46 - پ ] امتناع نكند كه مثل زند از ميان بعوضه اى در صغر و حقارت تا به آنچه بالاى آن باشد . و اين اقوال همه نيكو و محتمل است - و اللَّه اعلم بمراده . و قوله : * ( فَما فَوْقَها ) * ، اين « ما » ، موصوله باشد به معنى فالَّذي هو فوقها ، يا نكرهء موصوفه كه فشيئا هو فوقها . و بعوضه از صغار « بق » باشد ( 2 ) ، كأنّه بعضه . در معنى « فما فوقها » ، دو قول گفتهاند : يكى آن كه فما فوقها فى الصّغر ، تا معنى مبالغت وصف باشد در حقارت ، چنان كه يكى گويد : فلان اضعف من الذّباب ؟ تو گويى : فوق ذلك ، يعنى فى الضّعف . و قولى ديگر آن كه : فوق ذلك ، اى اعظم من ذلك ، و ( 3 ) معنى بر عكس معنى اوّل بود . و در شاذّ ، رؤبة بن العجّاج خواند : بعوضة ، به رفع . * ( فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، « امّا » حرفى است متضمّن شرط و جزا ، براى آن در جوابش « فا » بايد لا بدّ ، چنان كه فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ( 4 ) ، و لغت عامّهء عرب ، « امّا » باشد ، و لغت تميم ، « ايما » ، چنان كه شاعر گفت : مبتّلة هيفاء ايما و شاحها فيجري و امّا الحجل منها فلا يجري فجمع بين اللَّغتين ، گفت : * ( فَيَعْلَمُونَ أَنَّه الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ) * ، امّا مؤمنان دانند كه اين حقّ است و صدق است و از نزديك خداست . سؤال كردند كه : چرا بعوضه را از ميان حيوانات تخصيص كرد ؟ يكى قول آن است كه : لصغرها ، براى كوچكى او را ، كانّه بعض البقّ . و يكى ديگر آن كه : مثل زد منافقان را به او كه او تا گرسنه بود زنده باشد ، چون سير شود بميرد تا با منافقان نمايد كه حال ايشان چون حال بعوضه باشد ، چون كارشان مستقيم خواهد شدن وقت
--> ( 1 ) . اساس : اين ، به قياس با نسخهء مج و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 2 ) . آج ، مب ، مر : بعوضه آن پشهء كوچك باشد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجزها اين ، ها : ندارد . ( 4 ) . سورهء ضحى ( 93 ) آيهء 9 تا 11 .