الشيخ أبو الفتوح الرازي
101
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و اهل علم در تقوى و متّقى بسيار سخن گفتهاند . در خبر است كه رسول - عليه السّلام - را پرسيدند از تقوى . گفت : مجمع تقوى اين آيت است كه : إِنَّ اللَّه يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ ( 1 ) - تا به آخر آيت . عبد اللَّه عبّاس گفت : متّقى آن باشد كه از شرك و كفر و معاصى اجتناب كند . عبد اللَّه عمر گفت : تقوى آن باشد كه خود را [ كمتر ] ( 2 ) از همه كس بينى . كعب الاحبار را پرسيدند از تقوى ، گفت : هرگز در هيچ راه تيه ناك ( 3 ) رفته اى ؟ گفت : آرى ! گفت : چگونه كنى ( 4 ) ؟ گفت : خويشتن نگه دارم ( 5 ) از آن تيه . گفت : متّقى آن باشد كه در راه دين همچنان رود ، خويشتن را از معاصى چنان نگه دارد كه آن رونده پاى خود را از تيه ( 6 ) نگاه دارد . عبد اللَّه معتزّ اين معنى بگرفته است و نظم كرده ، مىگويد : خلّ الذّنوب صغيرها و كبيرها فهو التّقى و اصنع كماش فوق أر ض الشّوك يحذر ما يرى لا تحقرنّ صغيرة إنّ الجبال من الحصى شهر بن حوشب گويد : متّقى آن باشد كه آنچه حلال باشد رها كند ترس آن را كه نبادا كه در حرام افتد . عمر عبد العزيز گفت : المتّقىّ ملجم كالمحرم فى الحرم ، گفت : پرهيزگار لگام دارد چون مرد محرم در حرم . فضيل عياض گفت : تقوى آن باشد كه براى مردمان آن خواهد كه براى خود . شبلى گفت : ان تتّقى ما سوى اللَّه ، گفت : تقوى آن باشد كه از هر چه جز خداست بپرهيزى . سهل بن عبد اللَّه گفت : تقوى آن باشد كه بپرهيزى به دل از غفلات ، و به نفس از شهوات ، و به حلق از لذّات ، و به جوارح از سيّئات . آن وقت كه اين كرده باشى ،
--> ( 1 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 90 . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 3 ) . مب ، مر : راه خارستان . ( 4 ) . مب ، مر : كنيد . ( 5 ) . مب ، مر : داريم . ( 6 ) . مب ، مر : خارها .