الشيخ أبو الفتوح الرازي

55

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و اللَّه تعالى الموفّق للصّواب . اللَّه ( 1 ) ، اصل اين كلمه « إله » است ، على احد قولى سيبويه ، « لام » تفخيم در او براند ، « الاله » گشت . اجتماع دو همزه در يك كلمه مستثقل آمد ، همزهء فاء الفعل بيفگندند « لام » عين الفعل و « لام » كه در او برده بودند ، ملتقى ( 2 ) شدند ، پس ادغام كردند « لام » را در « لام » ، « اللَّه » گشت . و قولى ديگر سيبويه را آن است كه : اصل اين كلمه « لاه » بوده است ، چنان كه شاعر گفته است ( 3 ) : كحلفة من أبي رباح يسمعها لاهه الكبار آنگه « لام » - كه آن را در دگر اسماء « لام » تعريف مىگويند - در او بردند و ( 4 ) ادغام كردند ، فصار « اللَّه » . اكنون به كثرت استعمال اين « لام » لازم شد با اين اسم تا پندارى كه اصل اين كلمه ( 5 ) است ، براى آن كه بدل است از همزهء فاء الفعل كه اصل بود . ابن درستويه گفت : « اللَّه » ، خداى - جلّ و عزّ - به مثابهء اسم علم است ، و ابن كيسان گفت : لقب است ، و قول ايشان به معنى متقارب است ، و لقب درست نيست براى آن كه لقب بر خداى تعالى روا نبود ، [ لقب بر آن روا بود ] ( 6 ) كه غيبت و حضور بر او روا بود ، چه لقب در غيبت ، بدل اشارت است در حضور . درست آن است كه از اسماء مفيده است ، و لكن بر اين صيغت جز بر خداى تعالى اجرا نكنند . اكنون اهل لغت در اشتقاقش خلاف كردند ، نضر بن شميل گفت : اشتقاق او [ 10 - پ ] از « تألَّه » است و آن تعبّد بود چنان كه رؤبه گفت : سبّحن و استرجعن من تألَّهى اى تعبّدى ، يقال : « إله ، الاهة » اى « عبد ، عبادة » . و قراءت عبد اللَّه بن عبّاس اين است ( 7 ) : وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ ( 8 ) . . . ، اى عبادتك . پس « إله » ، « فعال » باشد به معنى « مفعول » يعنى معبود ، كالحساب ( 9 ) و الكتاب ( 10 ) . و بعضى ديگر گفتند : من « الاله » و

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : قوله تعالى : اللَّه . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : ملاقى . ( 3 ) . مج شعر . ( 4 ) . فق ، مر و لام در لام . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : كه از اصل كلمه . ( 6 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 7 ) . آج ، لب كه . ( 8 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 127 . ( 9 ) . فق ، مر به معنى محسوب ( 10 ) . فق ، مر به معنى مكتوب .