السيد الطباطبائي

مقدمة 26

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

* ( وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ) * * ( يَمْحُوا الله ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ ) * و ده ها آيات ديگر امثال اينها . اينها همه مسائلى است مربوط به آن سوى مرز چگونه ما از راه طبيعت شناسى بمعرفت اين مسائل نائل مىگرديم طبيعت شناسى قطعا و مسلما ما را به علم و قدرت و حكمت آفريننده جهان آگاه مىكند اما در همين جهت نيز حد اكثر اينست كه ما را واقف ميسازد به اينكه آفريننده جهان به كارهائى كه در طبيعت انجام مىدهد آگاه است و بر آنها توانا است * ( أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ولى قرآن در اين جهت نيز معرفتى بالاتر از ما مىخواهد و آن اينكه او بر همه چيز بلا استثنا آگاه است و بر همه چيز بلا استثنا توانا است * ( وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * * ( وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * چگونه از راه مطالعه در مخلوقات كه بهر حال محدودند به علم نامتناهى و قدرت نامتناهى واقف مىشويم . حقيقت اينست كه مطالعه طبيعت ما را تا مرز ماوراء طبيعت رهبرى مىكند اين راه جاده اى است كه تا مرز ماوراء طبيعت كشيده شده است و در آنجا پايان مىيابد و فقط نشانى مبهم از ماوراء طبيعت مىدهد . يعنى حد اكثر اثر مطالعه طبيعت اينست كه بر ما روش مىكند طبيعت مسخر و مقهور قوه يا قوه هاى مدير و مدبر و شاعر است اما اينكه خود آن قوه از جائى آمده است يا نه آيا ازلى و ابدى است آيا واحد است يا كثير بسيط است يا متجزى جامع همه صفات كمال است يا نه علم و قدرتش متناهى است يا نامتناهى آيا قدوس است و در حد اعلاى تنزيه است و هر گونه نقص از او مسلوب است يا نه آيا بهر طرف كه برويم و بهر سو كه بنگريم به طرف خدا رفته‌ايم و بسوى او نگريسته‌ايم آيا او اول همه و آخر همه است و امثال اينها . اينها و مانند اينها كه در قرآن مطرح است پرسشهائى است كه